تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩

در مناجات گويد

اى روان همه تنومندان « 1 » * آرزوبخش آرزومندان تو كنى فعل من نكو در من * مهربان‌تر ز من توئى بر من « 2 » رحمتت را كرانه پيدا نيست « 3 » * نعمتت را ميانه پيدا نيست « 3 » آنچه بدهى به بنده دينى ده * با رضاى خودش قرينى ده دلم از ياد قدس دين خوش كن * نسب باد و خاكم « 4 » آتش كن از تو بخشودنست و بخشيدن * وز من افتادنست و شخشيدن « 5 » من نيم هوشيار مستم گير * من بلخشيده‌ام تو دستم گير از تو دانم يقين كه « 6 » مستورم * پرده‌پوشيت كرده مغرورم راندهء سابقت ندانم چيست * خواندهء خاتمت ندانم كيست عاجزم من ز خشم و خشنوديت « 7 » * نكند نيز لابه‌ام سوديت « 8 » دل گمراه گشت انابت جوى * مردم ديده شد جنابت شوى دل گمراه را رهى بنماى * مردم ديده را درى بگشاى كه ننازد « 9 » ز كارسازى تو * كه بترسد « 10 » ز بىنيازى تو اى به رحمت شبان اين رمه تو « 11 » * چه حديثست اى تو اى همه تو « 12 » اى يكى خدمت ستانه‌ت را « 13 » * گرگ و يوسف‌نگار خانه‌ت را « 14 » تو ببخشاى بر گل و دل ما * كه بكاهد « 15 » غم دل از گل ما تو نوازم كه ديگران زفتند * تو پذيرم كه ديگران گفتند چه كنم با جز از تو هم‌نفسى * مرده « 16 » ايشان مرا تو يار بسى
هامش
( 1 ) - م : نيومندان ( 2 ) - م : توئى ز من بر من ( 3 ) - پ : نيست پديد ( 4 ) - م : نسبت آب و خاكم ( 5 ) - ل : لخشيدن ، س : تخشيد ( 6 ) - م : من بجرم و گناه ( 7 ) - ل : خوشنودى ( 8 ) - ل : سودى ( 9 ) - چ : نباشد ( 10 ) - س : كى بترسد ( 11 ) - پ : اين همه تو ( 12 ) - پ : اى همه همه تو ( 13 ) - ل : شبانت را ( 14 ) - ل : به كار جانت را ( 15 ) - ل : كه نيابد ، م : كه بخواهد ( 16 ) - م : مرد ، س : نزد