در مناجات گويد
اى روان همه تنومندان « 1 » * آرزوبخش آرزومندان
تو كنى فعل من نكو در من * مهربانتر ز من توئى بر من « 2 »
رحمتت را كرانه پيدا نيست « 3 » * نعمتت را ميانه پيدا نيست « 3 »
آنچه بدهى به بنده دينى ده * با رضاى خودش قرينى ده
دلم از ياد قدس دين خوش كن * نسب باد و خاكم « 4 » آتش كن
از تو بخشودنست و بخشيدن * وز من افتادنست و شخشيدن « 5 »
من نيم هوشيار مستم گير * من بلخشيدهام تو دستم گير
از تو دانم يقين كه « 6 » مستورم * پردهپوشيت كرده مغرورم
راندهء سابقت ندانم چيست * خواندهء خاتمت ندانم كيست
عاجزم من ز خشم و خشنوديت « 7 » * نكند نيز لابهام سوديت « 8 »
دل گمراه گشت انابت جوى * مردم ديده شد جنابت شوى
دل گمراه را رهى بنماى * مردم ديده را درى بگشاى
كه ننازد « 9 » ز كارسازى تو * كه بترسد « 10 » ز بىنيازى تو
اى به رحمت شبان اين رمه تو « 11 » * چه حديثست اى تو اى همه تو « 12 »
اى يكى خدمت ستانهت را « 13 » * گرگ و يوسفنگار خانهت را « 14 »
تو ببخشاى بر گل و دل ما * كه بكاهد « 15 » غم دل از گل ما
تو نوازم كه ديگران زفتند * تو پذيرم كه ديگران گفتند
چه كنم با جز از تو همنفسى * مرده « 16 » ايشان مرا تو يار بسى
هامش
( 1 ) - م : نيومندان
( 2 ) - م : توئى ز من بر من
( 3 ) - پ : نيست پديد
( 4 ) - م : نسبت آب و خاكم
( 5 ) - ل : لخشيدن ، س : تخشيد
( 6 ) - م : من بجرم و گناه
( 7 ) - ل : خوشنودى
( 8 ) - ل : سودى
( 9 ) - چ : نباشد
( 10 ) - س : كى بترسد
( 11 ) - پ : اين همه تو
( 12 ) - پ : اى همه همه تو
( 13 ) - ل : شبانت را
( 14 ) - ل : به كار جانت را
( 15 ) - ل : كه نيابد ، م : كه بخواهد
( 16 ) - م : مرد ، س : نزد