تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
چه كنى « 1 » جنت و نعيم ابد * كرده عقبى ز بهر دنيا رد او ز تو حسبت « 2 » تو مىداند * چون توئى را به خود همىخواند مىكند بر تو عرضه « 3 » حور و قصور * تو به دنيا و زينتش « 4 » مغرور

فى تأديب صبيان المكتب و صفة الجنة و النار

از پى راه حق كم از كودك * نتوان بودن اى كم از يك‌يك گر در آموختن كند تقصير * هرچه خواهد سبك زوى بپذير بتلطف بدار و به نوازش * خيره در انتظار مگدازش در كنارش نه آن زمان كاكا * تا شود راضى و مكنش جفا در نمازش نه آن زمان كآنجا * تا شود سرخ چهره‌اش چو لكا « 5 » ور نخواند بخواه زود دوال * گوشهايش بگير و سخت بمال « 6 » بمعلم نماى تهديدش * تا بود گوشمال تمهيدش « 7 » بند و حبسش كند به خانهء « 8 » موش * مير موشان كند فشرده « 9 » گلوش در ره آخرت ز بهر شنود * كمتر از كودكى نشايد « 10 » بود خلد كاكاى تست‌هان « 11 » بشتاب * به دو ركعت بهشت را درياب ورنه ، شد موش‌خانه دوزخ تو * در ره آن سراى برزخ تو « 12 » رو بكتاب انبيا يك چند * بر خود اين جهل و اين ستم « 13 » مپسند لوحى از شرح انبيا برخوان * چون ندانى برو بخوان و بدان تا مگر يار انبيا گردى * زين جهالت مگر جدا گردى در جهان خراب پر ز ضرر * از جهالت مدان تو هيچ بتر
هامش
( 1 ) - م : كبر ؟ ( 2 ) - ل : جسته ، پ : خست ( 3 ) - ى : عرض ( 4 ) - ى : رتبتش ( 5 ) - ل : زبكا ( 6 ) - و : نيك بمال ، ى : صعب بمال ( 7 ) - و : تأييدش ، پ : تأكيدش ، ذ : تأديبش ، ل : تا بود راه شد تمهيدش ( 8 ) - ل : بود به خانهء ( 9 ) - آ : فسرده گلوش ( 10 ) - ل : نبايد بود ( 11 ) - ل : كآنجاى تست هين ( 12 ) - ى : سر او برزخ تو ( 13 ) - ى : بر خود اين جاهلى چنين
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 148 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى