چه كنى « 1 » جنت و نعيم ابد * كرده عقبى ز بهر دنيا رد
او ز تو حسبت « 2 » تو مىداند * چون توئى را به خود همىخواند
مىكند بر تو عرضه « 3 » حور و قصور * تو به دنيا و زينتش « 4 » مغرور
فى تأديب صبيان المكتب و صفة الجنة و النار
از پى راه حق كم از كودك * نتوان بودن اى كم از يكيك
گر در آموختن كند تقصير * هرچه خواهد سبك زوى بپذير
بتلطف بدار و به نوازش * خيره در انتظار مگدازش
در كنارش نه آن زمان كاكا * تا شود راضى و مكنش جفا
در نمازش نه آن زمان كآنجا * تا شود سرخ چهرهاش چو لكا « 5 »
ور نخواند بخواه زود دوال * گوشهايش بگير و سخت بمال « 6 »
بمعلم نماى تهديدش * تا بود گوشمال تمهيدش « 7 »
بند و حبسش كند به خانهء « 8 » موش * مير موشان كند فشرده « 9 » گلوش
در ره آخرت ز بهر شنود * كمتر از كودكى نشايد « 10 » بود
خلد كاكاى تستهان « 11 » بشتاب * به دو ركعت بهشت را درياب
ورنه ، شد موشخانه دوزخ تو * در ره آن سراى برزخ تو « 12 »
رو بكتاب انبيا يك چند * بر خود اين جهل و اين ستم « 13 » مپسند
لوحى از شرح انبيا برخوان * چون ندانى برو بخوان و بدان
تا مگر يار انبيا گردى * زين جهالت مگر جدا گردى
در جهان خراب پر ز ضرر * از جهالت مدان تو هيچ بتر
هامش
( 1 ) - م : كبر ؟
( 2 ) - ل : جسته ، پ : خست
( 3 ) - ى : عرض
( 4 ) - ى : رتبتش
( 5 ) - ل : زبكا
( 6 ) - و : نيك بمال ، ى : صعب بمال
( 7 ) - و : تأييدش ، پ : تأكيدش ، ذ : تأديبش ، ل : تا بود راه شد تمهيدش
( 8 ) - ل : بود به خانهء
( 9 ) - آ : فسرده گلوش
( 10 ) - ل : نبايد بود
( 11 ) - ل : كآنجاى تست هين
( 12 ) - ى : سر او برزخ تو
( 13 ) - ى : بر خود اين جاهلى چنين