تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
گفت من برتر از خدايانم * در جهان از بلندرايانم همه را اين غرور و نخوت هست * لفظ فرعون بهر جبلت « 1 » هست ليكن از بيم « 2 » سر نيارد گفت * دارد آن راز خويشتن بنهفت

التمثيل فى تقصير الصلاة

بو شعيب الآبى امامى « 3 » بود * كه ورا هركسى همىبستود قائم الليل و صائم الدهرى * يافت از زهد در زمان « 4 » بهرى برده از شهر صومعه بر كوه * جسته بيرون ز زحمت انبوه « 5 » زنى از اتفاق رغبت كرد * گفت شيخا زنت بود « 6 » درخورد گر بخواهى ترا حلال شوم * به قناعت ترا عيال شوم به قناعت زيم به كم راضى * نكنم ياد نعمت ماضى گفت بخ‌بخ رواست بپسندم * گر قناعت كنى تو خرسندم با عفاف و كفايت و خلق حسان « 7 » * غايت حسن و آيت احسان بودش اين « 8 » زن عفيفه جوهره نام « 9 » * يافته از حسن و زيب بهره تمام « 10 » شهر بگذاشت و عزم صومعه كرد * قانع از حكم چرخ گرداگرد « 11 » بوريا پاره‌اى فكنده بديد * جوهره « 12 » بوريا سبك برچيد مرو را بو شعيب زاهد گفت * كاى شده مر مرا گرامى جفت از براى چه برگرفتى فرش * كه بود خاك تيره موضع كفش گفت بهر صلاح برچيدم * كه من اين معنى از تو بشنيدم كه بود بهترين هر طاعت * كه نباشد حجابش « 13 » آن ساعت
هامش
( 1 ) - م : بهر حيلت ( 2 ) - ى : از بهر ( 3 ) - ذ : الامى امامى ، ل : الفقيه امامى ، ى : الفقيه پيرى ( 4 ) - ل : در جهان ( 5 ) - م : ز زحمت و انبوه ، پ : ز زحمت اندوه ( 6 ) - بودت ن ( 7 ) - م : چنان ( 8 ) - بود اين ( 9 ) - ى : گوهرنام ، ل : جوهرنام ( 10 ) - ف : بود آن صالحه زن زيبا جوهره‌نام ديم چون ديبا ( 11 ) - ى : گردان‌گرد ( 12 ) - ى : گوهر آن ( 13 ) - م : حجاب