اين چنين كن نماز و شرح بدان * ورنه برخيز و خيره « 1 » ريش ملان
چون تو با صدق در نماز آئى * با همه كام خويش بازآئى
ور تو بىصدق صد سلام كنى * نيستى پخته كار خام كنى
يك سلامت « 2 » دو صد سلام ارزد * سجدهء صدق صد قيام ارزد
كان نمازى كه عادتى باشد * خاك باشد « 3 » كه باد بر پا شد
اندرين ره نماز روحانى * آن به آيد كه خشك جنبانى « 4 »
جان گدازد « 5 » نماز بار خداى * خشك جنبان بود هميشه گداى
بود از روى اهل « 6 » و نااهلى * چون بجويد « 7 » طريق بوجهلى
گرت بايد كه مرد باشى مرد « 8 » * خشك بگذار و گرد دريا گرد
گرت نبود « 9 » ز بحر در خوشاب * هم تو دانى « 10 » كه در نمانى از آب
چنگ در راه حق زن اى سرهنگ * گرت نبود مراد نبود ننگ « 11 »
مرد كز آب و خاك دارد عار * به هوا بر نشيند آتشوار
كله آسمان منه بر سر * تا بيابى ز جبرئيل افسر « 12 »
تاج گردد ترا كلاه ملك * با شكونه شود كلاه « 13 » فلك
تا بدانى حق از هوا و هوس * كين همه هيچ نيست زى تو و بس
عدمت چون وجود يكسانست * هرچه تو خواستى همه آنست
فى الصلاة و الرغبة
بارگى را بساز آلت و زين « 14 » * از پى بارگاه عليين
با دعا يار كن انابت حق « 15 » * تا قبولت كند اجابت حق « 16 »
هامش
( 1 ) - و : بر خيره خيره
( 2 ) - و : يك سلامى
( 3 ) - م : خاك ره شد
( 4 ) - ل : آن نكوتر كه خشك انبانى
( 5 ) - م : تر پذيرد
( 6 ) - پ : گويد از روى جهل
( 7 ) - پ : چون پذيرد
( 8 ) - پ : كه دركشى اى مرد ، س : مردشى اى مرد
( 9 ) - پ : كرت بايد ، ل : گر نيابى
( 10 ) - ل : هم توانى
( 11 ) - ل : سنگ
( 12 ) - چ : اثر
( 13 ) - چ : واژگونه شود قباى
( 14 ) - ل : بسازد و آلت و زين ، س : بارگى كار نيك و راكب دين
( 15 ) - م : ياد دار انابت را ، ب : يا رب آر بابت حق
( 16 ) - م : اجابت را