دين ز صورت هميشه بگريزد * تا ز بد مرد را بپرهيزد « 1 »
يك جوابم بده ز روى صواب * گرنهاى مرده يا نهاى در خواب
چون ترا بر نهاد « 2 » خود نفس است * از تو او « 3 » مر ترا عوض نه بس است
قصهء قيس بن عاصم رضى الله عنه
آن زمان كز خداى نزد رسول * حكم من ذا الذى نمود « 4 » نزول
هركسى آنقدر كه « 5 » دست رسيد * پيش مهتر كشيد و سر نكشيد
گوهر و زر « 6 » ستور و بنده و مال * هرچه در وسع بودشان در حال « 7 »
قيس عاصم ضعيفحالى بود * كه نكردى طلب ز دنيا سود
رفت در خانه با عيال بگفت * زانچه بشنيد هيچ يك ننهفت
كه اين چنين آيت آمده است امروز * خيز و ما را در انتظار مسوز
آنچه در خانه حاضر است « 8 » بيار * تا كنم پيش سيد آن ايثار
گفت زن چيز نيست در خانه * تو نهء زين سراى بيگانه
گفتش « 9 » آخر بجوى آن مقدار « 10 » * هرچه يا بى سبك به نزد من آر
رفت و خانه بجست بسيارى * تا برآيد مگر ورا كارى
يافت در خانه صاعى از خرما * دقل و خشك گشته تا بنوا
پيش قيس آوريد زن در حال * گفت زين بيش نيست ما را مال
قيس خرما به آستين در كرد * شادمانه بر رسول آورد
چون درون رفت قيس در مسجد * نز سر هزل بلكه از سر جد
گفت با وى منافقى بدكار « 11 » * تا چه آوردهء « 12 » سبك پيش آر
هامش
( 1 ) - ل : نامه بد مرد را نه پرهيزد
( 2 ) - ل : تا بد اندر نهاد
( 3 ) - ل : او ز تو
( 4 ) - م : چو كرد
( 5 ) - ب : قدر آنكه
( 6 ) - م : در و گوهر
( 7 ) - ل : از حال
( 8 ) - پ : حاصل است
( 9 ) - م : گفت
( 10 ) - ل : اين مقدار
( 11 ) - م : كه بيار
( 12 ) - ل : كه چه آوردهء