تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
دين ز صورت هميشه بگريزد * تا ز بد مرد را بپرهيزد « 1 » يك جوابم بده ز روى صواب * گرنه‌اى مرده يا نه‌اى در خواب چون ترا بر نهاد « 2 » خود نفس است * از تو او « 3 » مر ترا عوض نه بس است

قصهء قيس بن عاصم رضى الله عنه

آن زمان كز خداى نزد رسول * حكم من ذا الذى نمود « 4 » نزول هركسى آن‌قدر كه « 5 » دست رسيد * پيش مهتر كشيد و سر نكشيد گوهر و زر « 6 » ستور و بنده و مال * هرچه در وسع بودشان در حال « 7 » قيس عاصم ضعيف‌حالى بود * كه نكردى طلب ز دنيا سود رفت در خانه با عيال بگفت * زانچه بشنيد هيچ يك ننهفت كه اين چنين آيت آمده است امروز * خيز و ما را در انتظار مسوز آنچه در خانه حاضر است « 8 » بيار * تا كنم پيش سيد آن ايثار گفت زن چيز نيست در خانه * تو نهء زين سراى بيگانه گفتش « 9 » آخر بجوى آن مقدار « 10 » * هرچه يا بى سبك به نزد من آر رفت و خانه بجست بسيارى * تا برآيد مگر ورا كارى يافت در خانه صاعى از خرما * دقل و خشك گشته تا بنوا پيش قيس آوريد زن در حال * گفت زين بيش نيست ما را مال قيس خرما به آستين در كرد * شادمانه بر رسول آورد چون درون رفت قيس در مسجد * نز سر هزل بلكه از سر جد گفت با وى منافقى بدكار « 11 » * تا چه آوردهء « 12 » سبك پيش آر
هامش
( 1 ) - ل : نامه بد مرد را نه پرهيزد ( 2 ) - ل : تا بد اندر نهاد ( 3 ) - ل : او ز تو ( 4 ) - م : چو كرد ( 5 ) - ب : قدر آنكه ( 6 ) - م : در و گوهر ( 7 ) - ل : از حال ( 8 ) - پ : حاصل است ( 9 ) - م : گفت ( 10 ) - ل : اين مقدار ( 11 ) - م : كه بيار ( 12 ) - ل : كه چه آوردهء