تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
آن نكوتر كه اندرين معراج * دست بر سر كنى نيابى تاج « 1 » كز پى غيب مرد ره پويد « 2 » * وز پى عيب كل كله جويد چون سليمان كمال ره را داد « 3 » * همچو يوسف جمال چه را داد « 3 » تا نشد نقش صورتت چاهى * نشود نقش سرّت اللهى با كلاهت اگر زيان « 4 » باشد * قلب او خود هلاك جان باشد در طريقت سر و كلاه مدار * ورنه دارى چو شمع دل پرنار « 5 » گر همى يوسفيت بايد و جاه * پيش حق باشگونه‌پال چو چاه « 6 » سر كه آن بندهء كلاه بود * همچو بيژن اسير چاه بود ور كله بايدت همى ناچار * همچو شمع آن كلاه از آتش دار كآنكه « 7 » در عشق شمع ره باشد * همچو شمع آتشين كله باشد اى ز صورت چنان كه جان از جسم * دل ز وحدت چنان كه مرد از اسم كوشش از تن كشش ز جان خيزد * چشش « 8 » از ترك اين و آن خيزد تا ابد با قدم حدث طفل است * وانكه صافى برون ازين ثفل است تا زمين جاى « 9 » آدمىزايست * خيمهء روزگار بر پايست « 10 » اين زمين « 11 » ميهمان‌سرائى دان * آدمى را چو كدخدائى دان

اندر ايثار

هرچه بارى براى حق بگذار * كز گدايان ظريف‌تر ايثار جان و دل بذل كن كز آب وز گل * بهتر از جودهاست « 12 » جهد « 13 » مقل « 14 » سيد و سرفراز آل عبا * يافت تشريف سورهء هَلْ أَتى
هامش
( 1 ) - م : نبينى تاج ( 2 ) - ل : ره جويد ( 3 ) - كم : دار ( 4 ) - ل : با كلامت اگر زبان ( 5 ) - ل : ور بدارى چو شمع دل از نار ( 6 ) - ل : واژگون بباش ، باژگونه باش ، خ : با شكونه بال چو ماه ( 7 ) - زانكه ( 8 ) - ل : جستن ، جستش ( 9 ) - تا زمين و گل ( 10 ) - چ : برجايست ( 11 ) - ى : اين جهان ( 12 ) - پ : براى حق ( 13 ) - ل : بهتر از جودهاست ( 14 ) - م : جود