تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
كژدم و غنده و دگر حشرات * همه باشد ز جملهء آفات « 1 » سگ بخواب اندرون عوان باشد * ليك « 2 » بيدار پاسبان باشد

فى رؤيا النيرين و الكواكب الخمسة السيارة

ديدن آفتاب را در خواب « 3 » * پادشه گفته‌اند از هر باب ماه مانند راىزن باشد * دگرى گفت نه كه زن « 4 » باشد جرم مريخ يا زحل در خواب * صاحب محنتست « 5 » و رنج و عذاب تير مانندهء دبير آمد « 6 » * مشترى خازن و وزير آمد « 7 » زهره خود هست مايهء رامش * مايهء عيش و كام و آرامش و آن « 8 » دگر كوكبان برادر دان * گاه تعبيرشان برادر خوان همچو يعقوب كين طريق نهاد * راز اين علم بر پسر بگشاد مهر و ماهش پدر بد و مادر * كوكبان چون برادران درخور بس كن از فال و زجر و ز تعبير « 9 » * درگذر زين كه كردهء تقرير كس چو ما ديد خيره غمخواران * مىگذاريم خواب بيداران خفته بيدار كردن آسانست * غافل و مرده هر دو يكسانست

فى تناقض الدارين

علت روز و شب خور است و زمين * چون گذشتى نه آنت ماند و نه اين اى دو بر زعم تو مراد و مريد « 10 » * دوئى از عقل دان نه « 11 » از توحيد در چنين « 12 » حضرت ار ز من شنوى * چون همه شد يكى مجوى دوئى كه بر اين در اگرچه پرشورست * زال زر همچو زال بىزورست
هامش
( 1 ) - پ : همه هستند يك‌به‌يك ز آفات ( 2 ) - ف : گرچه ( 3 ) - پ : اندر خواب ( 4 ) - ل . نى كه زن ، ذ : نى ز زن ( 5 ) - پ : محنت‌اند ( 6 ) - ذ : بود ( 7 ) - ذ : خازن وزير بود ( 8 ) - و : زان ( 9 ) - ل : خواب و از تعبير ( 10 ) - چ : در عمر تو مريد و مزيد ( 11 ) - س : ميز در عقل دان نه ، ل : خير در عقل دان و در ( 12 ) - ل : بر چنين