تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
جامهاى كبود اندوهست * رنج بر دل فزون‌تر از كوهست طيلسان وردا كمال « 1 » بود * كيسه و صره اصل مال بود نردبان اصل و مايهء « 2 » سفرست * ليك زان مرد را همه خطرست « 3 » آسيا مردم امين باشد * آنكه در خانه به‌گزين « 4 » باشد دام باشد بخواب بستن كار * آينه زن بود نكوهش دار « 5 » بستگى آيدت ز قفل پديد * چون گشايش كه آيدت ز كليد

فى رؤيا الصناعين

مرد طباخ نعمت بسيار * همچو قصاب در تباهى كار رنج و بيماريست مرد طبيب * خاصه آن را كه هست خوار و غريب درزى آن‌كس كه رنجها و بلا « 6 » * همه بر دست او شود زيبا مرد خفاف و نعلى و خرّاز * از مواريث آنك داند راز « 7 » مرد بزاز و زرگر و عطار * خوبى كار و نعمت بسيار مرد خمار و مطرب و رادى * مايهء شادمانى و شادى مرد بيطار و رائض و كحال * چون دليل‌اند بر تباهى حال هست در خواب ديدن صياد * مايهء مكر و حيله بر مرصاد « 8 » مرد شمشيرگر دليل عناست * همچو آن « 9 » تيرگر كه تير آراست مرد سقا و گلگر و حمال * هر سه آن را « 10 » دليل دان بر مال

فى رؤيا البهائم

خر بود خادمى ولى كاهل * كه به كار اندرون بود منبل « 11 »
هامش
( 1 ) - م : جمال ( 2 ) - اصل مايهء ( 3 ) - ذ : از آن خبر است ، ى : از آن ضرر است ( 4 ) - م : به‌گزين ، و : بدگزين ( 5 ) - چ : نكويش دار ( 6 ) - ذ : كزوست رنج و بلا ( 7 ) - ظ : از مواريث دان كه يابد باز ، ف : دارد راز ( 8 ) - چ : حيلت و مرصاد ( 9 ) - و : همچنين ( 10 ) - ل : هر سه كس را ( 11 ) - ذ : جاهل ، ل : كه نباشد به كار در مايل