تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
كز دخان « 1 » رنج بيشتر باشد * راحتش كمتر از ضرر باشد مرد بيمار و « 2 » طيب و جامهء نو * بد بود بد ز من نكو بشنو رقص كردن بخواب در كشتى * بيم غرقست و مايهء زشتى « 3 » و آنكه در حبس و بند بسته « 4 » بود * رقص كردن ورا خجسته بود هركه بيند ز تن روان شده خون * نعمتى باشد از حساب برون « 5 » چون نبيند جراحت اين باشد * ور جراحت بود جز اين باشد اندهى « 6 » صعب يابد از كارى * بسته گردد بدست خونخوارى و آن زنى « 7 » كش ز فرج خون آيد * كودكى مرده زو برون آيد گوشت بيند بخواب ور بيمار * كه خورد زود از او طمع « 8 » بردار مستى و بيخودى « 9 » و شرب شراب « 10 » * آنكه تازيست بد بود در خواب وانكه او پارسى است « 11 » روزى دان * سرفرازى و نيك‌روزى دان شير در خواب گنج و مال « 12 » بود * روزى نيكو و حلال « 13 » بود

فى رؤيا الاثواب و الاوانى

جامهء كهنه رنج و اندوه است * جامهء نو ز دولت انبوه است « 14 » بهترين جامهء بود هنگفت * مر مرا اوستاد چونين گفت مر زنان راست جامهء رنگين * اصل شادى و راحت « 15 » و تزيين جامهء سرخ مايهء شاديست * سال و مه بخت از او به آزاديست جامهء هيبت « 16 » است رنگ سياه * ور بود زرد درد و محنت و آه
هامش
( 1 ) - پ : از دخان ( 2 ) - چ : مرد بيمار ( 3 ) - پ : رشتى ( 4 ) - و : دربند و حبس رسته ، ف : دربند حبس بسته ( 5 ) - م : بينداز حلال برون ، ى : يابد از حساب فزون ( 6 ) - ل : انده ( 7 ) - ل : وان زن ، چ : آن زنى ( 8 ) - ل : گر خورد زود اميد ازو ، و : گر خورد رو تو زو طمع ( 9 ) - ل : بيهشى ( 10 ) - چ : ز شرب شراب ( 11 ) - ل : در پارسى است ( 12 ) - پ : ربح مال ( 13 ) - نيك يا حلال ( 14 ) - ى : رنج بر تن فزون‌تر از كوهست ( 15 ) - ل : اصل و شادى ( 16 ) - خ : نيستى است