نيمى از بحر « 1 » جان دوازده درج « 2 » * نيمى از چرخ دين دوازده برج « 3 »
درجها پر ز درّ اميد است * برجها پر ز ماه و خورشيد است
درّ درياى اين جهانى نه * ماه و خورشيد آسمانى نه
درّ درياى عالم جبروت « 4 » * ماه و خورشيد آسمان سكوت « 5 »
التمثيل فى الرؤيا و تعبيره و هو ثمانون رؤيا عجيبة
خلق تا در جهان اسبابند * همه در كشتىاند و در خوابند « 6 »
تا روانشان چه بيند « 7 » اندر خواب * آنچ پيش آيد از ثواب « 8 » و عقاب
آتش « 9 » تيز تاب خشم بود * چشمهء آب نور « 10 » چشم بود
نردبازى بخواب يا شطرنج * سبب جنگ و غلبه « 11 » باشد و رنج
آب در خواب روزيست حلال * گر بود « 12 » پاك و عذب و صاف و زلال
ور بود تيره عيش ناخوش دان « 13 » * گرچه آبست عين آتش دان
خاك در خواب مايهء روزيست * برزگر را دليل به روزيست
باد اگر گرم يا كه سرد بود « 14 » * هر دو گنجور رنج و درد بود
باد « 15 » اگر هست معتدل در پوست * انده دشمنست و شادى دوست
چيز دادن به مرده اندر خواب * عدم مال باشد و اسباب
گريه در خواب مايهء « 16 » شاديست * بندگى از مذلت « 17 » آزاديست
خنده اندوه باشد و اهوال * خامشى بستن دل اندر مال
هامش
( 1 ) - س : از حرف
( 2 ) - ذ : برج
( 3 ) - چ : نيمى از بهر دين دوازده درج ، س : نيمى از حرف دين
( 4 ) - م : ملكوت
( 5 ) - ل : و سكوت ، چ : آسمان سلوت
( 6 ) - در چند نسخه خطى بيت زير كه شايد نسخه بدل همين بيت باشد افزوده شده است :آدمى در جهان اسبابست * زان همهساله مانده در خوابست( 7 ) - م : ببيند
( 8 ) - س : از پى بينش ثواب ، چ : از پيش سال و مه ثواب
( 9 ) - ل : آتشى
( 10 ) - م : چشمهء آفتاب
( 11 ) - ل : فتنه
( 12 ) - كه بود
( 13 ) - ل : آب ناخوش دان
( 14 ) - چ : هست و سرد بود
( 15 ) - م : باز
( 16 ) - ف : مئونت
( 17 ) - م : مئونت .