تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
نيمى از بحر « 1 » جان دوازده درج « 2 » * نيمى از چرخ دين دوازده برج « 3 » درجها پر ز درّ اميد است * برجها پر ز ماه و خورشيد است درّ درياى اين جهانى نه * ماه و خورشيد آسمانى نه درّ درياى عالم جبروت « 4 » * ماه و خورشيد آسمان سكوت « 5 »

التمثيل فى الرؤيا و تعبيره و هو ثمانون رؤيا عجيبة

خلق تا در جهان اسبابند * همه در كشتىاند و در خوابند « 6 » تا روانشان چه بيند « 7 » اندر خواب * آنچ پيش آيد از ثواب « 8 » و عقاب آتش « 9 » تيز تاب خشم بود * چشمهء آب نور « 10 » چشم بود نردبازى بخواب يا شطرنج * سبب جنگ و غلبه « 11 » باشد و رنج آب در خواب روزيست حلال * گر بود « 12 » پاك و عذب و صاف و زلال ور بود تيره عيش ناخوش دان « 13 » * گرچه آبست عين آتش دان خاك در خواب مايهء روزيست * برزگر را دليل به روزيست باد اگر گرم يا كه سرد بود « 14 » * هر دو گنجور رنج و درد بود باد « 15 » اگر هست معتدل در پوست * انده دشمنست و شادى دوست چيز دادن به مرده اندر خواب * عدم مال باشد و اسباب گريه در خواب مايهء « 16 » شاديست * بندگى از مذلت « 17 » آزاديست خنده اندوه باشد و اهوال * خامشى بستن دل اندر مال
هامش
( 1 ) - س : از حرف ( 2 ) - ذ : برج ( 3 ) - چ : نيمى از بهر دين دوازده درج ، س : نيمى از حرف دين ( 4 ) - م : ملكوت ( 5 ) - ل : و سكوت ، چ : آسمان سلوت ( 6 ) - در چند نسخه خطى بيت زير كه شايد نسخه بدل همين بيت باشد افزوده شده است :آدمى در جهان اسبابست * زان همه‌ساله مانده در خوابست( 7 ) - م : ببيند ( 8 ) - س : از پى بينش ثواب ، چ : از پيش سال و مه ثواب ( 9 ) - ل : آتشى ( 10 ) - م : چشمهء آفتاب ( 11 ) - ل : فتنه ( 12 ) - كه بود ( 13 ) - ل : آب ناخوش دان ( 14 ) - چ : هست و سرد بود ( 15 ) - م : باز ( 16 ) - ف : مئونت ( 17 ) - م : مئونت .