تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
چون نهء راه رو تو « 1 » چون مردان * رو بياموز رهروى « 2 » ز زنان كاهلى پيشه كردى « 3 » اى تن زن * واى آن مرد كو كمست از زن « 4 » دل نگهدار و نفس دست بدار « 5 » * كين چو باز است « 6 » و آن چو بوتيمار تا بدانجا كه ما و تو داند « 7 » * چون همه سوخت او واو « 8 » ماند عقل كاندر جهان چنو نرسد * برسد در خود و درو « 9 » نرسد گوش سر دو است و گوش عشق « 10 » يكيست * بهرهء اين و آن « 11 » ز بهر شكيست بىشمار ارچه گوش سر شنود * گوش درد « 12 » از يكى خبر شنود برد و سوى « 13 » سر آن دو گوش چو نيو « 14 » * چه كنى از پى « 15 » خروش و غريو كودكى روز ديو چشم بپوش * تا بننهد سرت ميان دو گوش

ايضا التوكل

ربع مسكون چو از طريق شمار « 16 » * شد به فرسنگ بيست و چهار هزار تو اگر واقفى « 17 » به صرف و صروف * به دلش كن به بيست و چار حروف ساعت شب چو ضم كنى با روز * خود بود بيست و چار آدم‌سوز قاف قول شهادتين ترا * بىريا و نفاق و كيف و مرا از همه عالمت برون آرد * نه به آلت بكاف و نون آرد از وراى خرد سخن زو گو « 18 » * وردت اين بس كه لا هو الا هو « 19 » كلمهء « 20 » حق چو در شمار آمد « 21 » * عدد حرف بيست و چار آمد « 21 »
هامش
( 1 ) - ى : راه را تو ( 2 ) - م : ره زنى ( 3 ) - ل : گيرى ( 4 ) - ب : كو كهست ز زن ( 5 ) - پ : نفس را بگذار ( 6 ) - و : چو نار است ( 7 ) - ل : كه ما و تو ، چ : كه ما و تو ماند ( 8 ) - م : جمله او ، ذ : همه چون سوخت او و او داند ( 9 ) - چ : در خود و به دو ( 10 ) - ل : گوش عقل ( 11 ) - پ : بهر دين آن و اين ( 12 ) - چ : گوش عشق ، ل : گوش عقل ، گوش سر ( 13 ) - س : گوشهء ( 14 ) - ل : چو ديو ( 15 ) - ل : چكنى پيش از اين ( 16 ) - ل : جز از طريق شمار ( 17 ) - ل : واقعى ، آ : دافعى ( 18 ) - پ : در اين ره كو ، س : سخنور كو ( 19 ) - چ : اين لا إله الا هو ( 20 ) - م : سخن ( 21 ) - ل : آيد