تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
و آنكه دون‌همتست همچون سگ * هست چون سگ ز بهر نان در تك كشف اگر بند گرددت بر تن « 1 » * كشف را كفش ساز و بر سر زن گر همى روح خواهى از تن فرد * لا چو دار است گرد او برگرد « 2 » كى ز لاهوت خود بيابى « 3 » بار * تات ناسوت برنشد « 4 » بردار با تو و بود تو « 5 » خرد تيره است * چشم عقلت از آن جهان خيره است زانك عيسيت را سوى لاهوت * هست در راه جمعه الصلبوت « 6 » نيست كن هرچه راه و رأى بود * تات دل « 7 » خانهء خداى بود تا ترا بود با تو در ذاتست * كعبه با طاعتت خراباتست ور « 8 » ز ذات تو بود تو دورست * بتكده از « 9 » تو بيت معمورست اى خرابات جوى پرآفات « 10 » * پسر خر توئى و خر آبات نفس تست آنكه كفر و دين آورد * لا جرم چشم رنگ‌بين آورد بىتو خوش با تو هست بس ناخوش * بدر انداز خواجه گربه ز كش « 11 » در قدم كفرها و دينها نيست * در صفاء صفت چنينها « 12 » نيست

فى سلوك طريق الآخرة

اين‌همه علم جسم مختصر است * علم رفتن به راه حق دگرست علم آن كش نظر ادقّ باشد * علم رفتن به راه حق باشد « 13 » سوى آن‌كس كه عقل و دين دارد * نان و گفتار گندمين دارد چيست اين راه را نشان و دليل * اين نشان از كليم پرس و خليل ور ز من پرسى اى برادر هم * باز گويم صريح نى مبهم « 14 »
هامش
( 1 ) - ل : بند سازدت ز آهن ( 2 ) - پ : گرد دار بگرد ( 3 ) - م : نيابى ( 4 ) - ل : بركشد ( 5 ) - چ : تا بود بود تو ( 6 ) - پ : جمعهء صلبوت ( 7 ) - ل : تا دلت ( 8 ) - ل : گر ( 9 ) - ى : ميكده از ( 10 ) - ذ : پر ز آفات ( 11 ) - پ ، چ : بدر انداز گربه را از كش ( 12 ) - ى : در صفاتى صفت يقين‌ها ( 13 ) - ل : بيت زير را در اينجا افزوده است :علم جسم از سر زبان باشد * علم رفتن بر او جان باشد( 14 ) - پ : نه مبهم
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 112 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى