تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
نيك و بد خوب و زشت يكسان گير * هرچه دادت خداى در جان گير نه عزازيل چون ز رحمن ديد * رحمت و لعنه « 1 » هر دو يكسان ديد صورت آنك هست بر در مير « 2 » * بادبانى بدست و باد پذير « 3 »

اندر تجريد گويد

هركه خواهد ولايت تجريد * و آنك جويد هدايت توحيد « 4 » از درونش نمايد « 5 » آسايش * وز برونش نباشد « 6 » آرايش آن ستايش كه از نمايش « 7 » اوست * ترك آرايش « 8 » و ستايش اوست بر در شه گداى نان خواهد * باز عاشق غذاى جان خواهد عاشقان جان و دل فدا « 9 » كردند * ذكر او روز و شب غذا « 10 » كردند در طريقت مجرد و چالاك « 11 » * داده بر باد « 12 » آب و آتش و خاك زانكه در عرصهء « 13 » معالم عصر * چه برش جاهلان « 14 » چه عالم عصر اى برادر بر آذر « 15 » تجريد * جگر خود كباب دان نه ثريد « 16 » سگ دون‌همت استخوان جويد « 17 » * پنجهء شير مغز جان جويد مرد عالىهمم نخواهد « 18 » بند * سگ بود سگ به لقمهء خرسند قصهء « 19 » كم‌گوى و عاجزى پيش آر * استخوان را تو با سگان « 20 » بگذار تو به گوهر گرفته‌اى رفعت * پس چرا سگى تو « 21 » دون‌همت هركه را عاليست همت او * هر دو عالم شده‌ست نعمت او
هامش
( 1 ) - م : لعن ( 2 ) - پ . ل : بر در صبر ( 3 ) - پ ، ل : بادبابر : و : بىتدبير : م : بدست باد پذير ( 4 ) - و : رعايت تفريد ، ل : رعايت توحيد ( 5 ) - م : نباشد ، ل : نيايد ( 6 ) - م : نيايد ، پ : نشايد ( 7 ) - ل : كه در نمايش ( 8 ) - چ : برگ آرايش ( 9 ) - پ : فدى ( 10 ) - پ : غذى ( 11 ) - ى : مجرد چالاك ( 12 ) - م : باد برداد ( 13 ) - م : زانكه در عالم ( 14 ) - ل : جاهل و ، چ : جاهلان ( 15 ) - چ : بر آ تو در ( 16 ) - ل : بتريد ( 17 ) - ل : خواهد ( 18 ) - ل : مر دعائى همىنخواهد بند ، پ : نجويد بند ( 19 ) - فضله ( 20 ) - پ : بر سگان ( 21 ) - پس چرائى چو سگ تو