روزيت از « 1 » در خداى بود * نه ز دندان و حلق و ناى بود
كدخدائى خدائى است به رنج * خاصهء آن را كه نيست حكمت و گنج « 2 »
كدخدائى همه غم و هوس است * كد رها كن ترا خداى بس است
اعتماد تو در همه احوال * بر خدا به كه بر خراس و جوال « 3 »
ابر اگر نم « 4 » نداد يك سالت * سخت شوريده بينم « 5 » احوالت
تمثيل
زالكى كرد سر برون ز نهفت * كشتك خويش خشك ديد و بگفت « 6 »
كاى هم آن نو و هم آن كهن * رزق بر تست هرچه خواهى كن
علت رزق تو به خوب و به زشت « 7 » * گريهء ابر نى و خندهء كشت
از هزاران هزار به يك تو * زانك اندك نباشد اندك تو
شعلهاى زو و صد « 8 » هزار اختر * قطرهاى زو « 9 » و صد هزار اخضر « 10 »
بىسبب رازقى يقين « 11 » دانم * همه از تست نانم و جانم « 12 »
مرد نبود كسى كه در غم خور * در يقين باشد از زنى كمتر
حكايت مرغ با گبر
آن بنشنيدهاى كه بىنم ابر « 13 » * مرغ روزى بيافت از در گبر
گبر را گفت پس مسلمانى * زين هنرپيشهاى « 14 » سخن دانى
كز تو اين مكرمت بنپذيرند * مرغكان گرچه دانه « 15 » برگيرند
گبر گفت ار « 16 » مرا بنگزيند * آخر اين رنج من همىبيند
هامش
( 1 ) - قوت مرد
( 2 ) - پ : نعمت و گنج
( 3 ) - ل : بر خزاين و مال
( 4 ) - ك : اگرت نم نداد ، م : ابر گر نم
( 5 ) - م : شوريده گشت ، ل : دشوار بينم
( 6 ) - چ : چه گفت
( 7 ) - ل : به خوب سرشت
( 8 ) - م : شعلهء از تو و
( 9 ) - م : قطرهء از تو
( 10 ) - اخگر
( 11 ) - م : چنين
( 12 ) - ب ، پ : جانم و نانم ، ى : جامه و نانم
( 13 ) - ى : نم و ابر
( 14 ) - م : سخن بيشهء
( 15 ) - پ : دانه گرچه
( 16 ) - پ : گفت گبر ار