تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
روزيت از « 1 » در خداى بود * نه ز دندان و حلق و ناى بود كدخدائى خدائى است به رنج * خاصهء آن را كه نيست حكمت و گنج « 2 » كدخدائى همه غم و هوس است * كد رها كن ترا خداى بس است اعتماد تو در همه احوال * بر خدا به كه بر خراس و جوال « 3 » ابر اگر نم « 4 » نداد يك سالت * سخت شوريده بينم « 5 » احوالت

تمثيل

زالكى كرد سر برون ز نهفت * كشتك خويش خشك ديد و بگفت « 6 » كاى هم آن نو و هم آن كهن * رزق بر تست هرچه خواهى كن علت رزق تو به خوب و به زشت « 7 » * گريهء ابر نى و خندهء كشت از هزاران هزار به يك تو * زانك اندك نباشد اندك تو شعله‌اى زو و صد « 8 » هزار اختر * قطره‌اى زو « 9 » و صد هزار اخضر « 10 » بىسبب رازقى يقين « 11 » دانم * همه از تست نانم و جانم « 12 » مرد نبود كسى كه در غم خور * در يقين باشد از زنى كمتر

حكايت مرغ با گبر

آن بنشنيده‌اى كه بىنم ابر « 13 » * مرغ روزى بيافت از در گبر گبر را گفت پس مسلمانى * زين هنرپيشه‌اى « 14 » سخن دانى كز تو اين مكرمت بنپذيرند * مرغكان گرچه دانه « 15 » برگيرند گبر گفت ار « 16 » مرا بنگزيند * آخر اين رنج من همىبيند
هامش
( 1 ) - قوت مرد ( 2 ) - پ : نعمت و گنج ( 3 ) - ل : بر خزاين و مال ( 4 ) - ك : اگرت نم نداد ، م : ابر گر نم ( 5 ) - م : شوريده گشت ، ل : دشوار بينم ( 6 ) - چ : چه گفت ( 7 ) - ل : به خوب سرشت ( 8 ) - م : شعلهء از تو و ( 9 ) - م : قطرهء از تو ( 10 ) - اخگر ( 11 ) - م : چنين ( 12 ) - ب ، پ : جانم و نانم ، ى : جامه و نانم ( 13 ) - ى : نم و ابر ( 14 ) - م : سخن بيشهء ( 15 ) - پ : دانه گرچه ( 16 ) - پ : گفت گبر ار
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 107 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى