تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
علم او عقل را چراغ‌افروز * حلم او طبع را گناه‌آموز گرنه حلمش بدى هميشه پناه * بنده كى زهره داشتى به گناه مصلحت بين « 1 » خلق بيش از آز * مطلع بر ضمير پيش از راز آنچه در خاطر تو او داند « 2 » * لفظ ناگفته كار مىراند هيچ جانى به صبر « 3 » از او نشكيفت * هيچ عقلش « 4 » به زيركى نفريفت مطلع بر ضماير است مدام * تو برانديش و كار « 5 » گشت تمام بىزبانى برش زبان دانى است * قوت جانت ز خوان بىنانيست شادىآرست و غمگسار « 6 » خداى * راز دانست « 7 » و رازدار خداى آنچه او « 8 » بهر آدمى آراست * آرزوش آن‌چنان نداند خواست او كما بيش خلق دانسته * ديدن و دادنش توانسته جاى تو در نعيم كرد معد * تا تو با يوم جفت كردى غد او نهاد از پى اولو الالباب * بيم و اميد در نمايش خواب « 9 » كرد قائم براى نظم و قوام « 10 » * متقاضى برحم در ارحام گردد از حس پاى مور آگاه * مور و سنگ و شب و زمانه سياه سنگ در قعر بحر « 11 » اگر جنبيد * در شب داج علمش آن را « 12 » ديد در دل سنگ اگر بود كرمى * دارد آن كرم ذرهء « 13 » جرمى صوت تسبيح و راز پنهانش * مىبداند به علم يزدانش بنموده ترا ره‌آموزى * داده در سنگ « 14 » كرم را روزى « 15 »
هامش
( 1 ) - م : بخش ( 2 ) - م : او همىداند ( 3 ) - س : جايى به صبر ( 4 ) - م : عقلى ( 5 ) - ذ : تو برانديش كار ( 6 ) - م : غمگذار ، ل : آراى و غمگذار ( 7 ) - و : داراست ( 8 ) - ى : آنچه از ( 9 ) - ك : و خواب ( 10 ) - س : نظم و نظام ( 11 ) - ب : آب ( 12 ) - ى : او را ( 13 ) - پ ، چ : آن كم ز ذرهء ( 14 ) - ف : در خاك ( 15 ) - بيت زير كه در صفحهء 67 آمده در اينجا نيز « در پيشتر نسخ » با اندك تغييرى تكرار شده است :زير گردون ز عدل و علم خداى * ساخته چار خصم بر يك جاى