تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
سرعت عفوش « 1 » از ره گفتار * برگرفتست رسم استغفار عفو او بر گنه سبق برده * سبقت رحمتى عجب خورده « 2 » تائب ذنب « 3 » را بداده پناه * پاك كرده صحايفش ز « 4 » گناه روح‌بخش است روح ورنه چو ما * پرده‌دار است و پرده‌در « 5 » نه چو ما ناكسان را به لطف خود كس كرد * صبر و شكرى ز بندگان بس كرد فضل او پيش چشم دانش و داد * در حس بست و راه جان بگشاد چون ترا كرد حلم او ساكن * از زبان بدان « 6 » شدى ايمن رسته باشد هميشه در صحرا * مرد كوهى ز نكبت نكبا غيب او عيب خلق دانسته « 7 » * عفو او شستنش توانسته علم او « 8 » عيب ما بپوشيده * تو نگفته سر او نيوشيده آدمىزادهء ظلوم جهول * فضل حق را همىزند « 9 » به فضول « از پى لطف و غايت كرمش * كرده بر لوح قسمت قدمش « 10 » » « پشت‌پائى همىزند به دو دست * عقل هشيار را چو مردم مست » « چون نشاند عروس را بر تخت * آنكه بر وى ببست رخنه بخت » خوب كار او و زشتكار شما * غيب‌دان او و عيب‌دار شما اين عنايت نگر و از پس ريب « 11 » * عالم غيب را « 12 » به عالم غيب گر نبودى زوى عنايت پاك * كى شدى تاجدار مشتى خاك منزل عفو او به دشت گناه * لشگر لطف او پذيرهء آه آه عارف چو راه « 13 » برگيرد * دوزخ از بيم او سپر گيرد عفو او را قبول بهر خطاست « 14 » * كرمش را نزول بهر عطاست « 15 »
هامش
( 1 ) - م : سپر عفوش ، ى : سرعت قهرش ( 2 ) - كم : نكو خورده ( 3 ) - م : تائب الذنب ( 4 ) - م : ز بار دانش ، ز نار دانش ( 5 ) - ذ : پرده‌ور ( 6 ) - و : از ربايندگان ( 7 ) - و : عيبها بدانسته ( 8 ) - ل : غيب او ( 9 ) - و : همىبرد ( 10 ) - آيت قدمش ، آلت كرمش ( 11 ) - م : نگه كن از پى زيب ( 12 ) - عالم الغيب را ( 13 ) - چ : چو پرده ( 14 ) - ى : بهر عطاست ، ى : شهر خطاست ( 15 ) - م : شهر عطاست