تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
زانكه غوّاص از درون « 1 » بحار * آب جويد كشد هم آبش زار فاخته غايبست گويد كو * تو اگر حاضرى چه گوئى هو « 2 » حاضران را ز هيبت است منال * گر ترا حصه غيبت است بنال « 3 » نالهء شوق فاخته بشنو * حالت و ذوق « 4 » ساخته به دو جو كه آنكه « 5 » خشنودى احد جويد * نور توحيد در لحد جويد لحدش روضهء بهشت شود * در دو چشمش بهشت زشت شود حاضر آنگه شوى كه در مأمن * حاضر دل بوى نه حاضر تن تا در اين خطّهء تكاپوئى « 6 » * يا همه پشت « 7 » يا همه روئى چون از اين خطه يك دو خطوت رفت * جان طالب عنان عشق گرفت هركه شد لحظهء ز خود خشنود * سالها بند شد به آتش و دود « 8 » كى بدين اصل و منصب ارزانى است * جز كسى كش سر « 9 » مسلمانيست عشق و آهنگ آن جهان كردن * شرط نبود حديث جان كردن مردگى جهل و زندگى دينست « 10 » * هرچه گفتند مغز آن اينست آن كسانى كه مرد اين راهند * از غم جان و دل نه آگاهند چون گذشتى ز عالم تك و پوى * چشمهء زندگانى « 11 » آنجا جوى

فى ذكر دار البقا

اجل آمد كليد خانه راز * در دين « 12 » بىاجل نگردد باز تا بود اين جهان نباشد آن * تا تو باشى نباشدت يزدان حقهء سر به مهردان جانت * مهرهء مهر نور ايمانت
هامش
( 1 ) - ى : در درون ، خ : اندرون ، س : ز اندرون ( 2 ) - اين بيت در صفحهء 82 نيز آمد ، و ذكرش در اينجا مناسب‌تر است ( 3 ) - م : منال ( 4 ) - و : حالت شوق ، ى : حالت ذوق ( 5 ) - ى : و آنكه ( 6 ) - ل ، ى : در تكاپوئى ( 7 ) - س : يا همه خال ( 8 ) - چ : به دوزخ و دود ، ل ، ى : دل او گشت آتش نمرود ، س : سالها بنده شد به دوزخ بود ( 9 ) - م : كش غم ( 10 ) - چ : مردگى كفر و ، س : مردگى خلق و ( 11 ) - س : زندگيت ( 12 ) - ل : در دل
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 96 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى