تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
راز دل گر همىنخواهى فاش * با سيه‌روئى دو « 1 » عالم باش زآن‌كه آن را كه آرزو طلب است * پرده‌در روز پرده‌دار شب است زين هوسهاى هرزه دست بدار * آرزو زهر دان و معده چو مار « 2 » افعى آرزوت اگر « 3 » بگزد * با تو اين كارها بسى نپزد « 4 » كه بدين « 5 » راه در بدى نيكيست * آب حيوان « 6 » درون تاريكيست دل ز رنگ « 7 » سيه چه غم دارد * زانك شب و روز در شكم دارد هرچه جز حق هرآنچ با طين است * جز طريق حقيقت دين « 8 » است زانكه مردان درين كهن‌خانه * نو گرفتند بىدم و دانه چون به باغ خداى بگرازند « 9 » * هرچه تلقين بود بيندازند « 10 » بيخودى منتهاى راز « 11 » همه‌ست * مرجع روح پاك با كلمه‌ست بگذر از جان و عقل يك‌بارى * تا به فرمان حق رسى بارى اى كه فرش زمانه ننوشتى « 12 » * واى كه از چارونه بنگذشتى « 13 » مىنبينى از آنكه شب كورى * روز چون عقل ابلهان عورى « 14 » مىبگويم « 15 » سخن ترا نه به غمز * ليكن « 16 » از راه حق به نكته و رمز تا ز باطل بنگذرى حق نيست * كه از اين نيمه حق مطلق نيست جز پى « 17 » زاد راه عالم حى * زور لا خير دان و زر لا شيئى هست لا خير « 18 » زور زرداران * همچو لا شيئى عقل مىخواران
هامش
( 1 ) - م : با سيه‌روى هر دو . س : با سيه‌روى بىدو ( 2 ) - م : چو نار ( 3 ) - ف : آرزو گرت ( 4 ) - م : بسر نبرد ؟ چ : رنگها بسى بسزد ( 5 ) - ل اندرين . س : كه درين ( 6 ) - س : كآب حيوان ( 7 ) - ل : ز زنگ ( 8 ) - م : طريقت حقيقت دين ، ل : حقيقت و دين ( 9 ) - ل : چون به داغ خداى بگدازد ( 10 ) - ل : براندازد ( 11 ) - ل : كار ، راه ( 12 ) - س : زمان نوشتستى ( 13 ) - س : گذشتستى ، ل : وى كه از تار و پود نگذشتى ( 14 ) - ذ : كورى ، ى : غورى ( 15 ) - خ ، ى : من نگويم ( 16 ) - ل : ليك ( 17 ) - م : جزبر ( 18 ) - ل : لا شىء
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 89 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى