تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
در خموشى نبوده لهوانديش * گاه گفتن نبوده لغوپريش « 1 » بسته از جدوجهد و عشق و طلب * بر گريبان روز دامن شب روز و شب را به مسطر « 2 » انصاف * تسويت داده به ز هرچه گزاف « 3 » از درونش چو بوى جان يابند * بىزبانان همه زبان يابند تو در اين گفت من مدار شكى * باز كن ديده بر برگمار يكى « 4 » در رهش خوانده عاشقان بر جان * آيهء كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ آن سفيهان كه دزد و طرارند * عقل را بهر ره زدن دارند صنع او عدل و حكمتست و جلى « 5 » * ملك او قهر « 6 » و عزتست و خفى « 7 » پيكر آب و گل ز قهرش « 8 » عور * لعبت چشم و دل ز كنهش كور عقل آلوده از پى ديدار * ارنى گوى گشته موسىوار چون برون « 9 » آمد از تجلى پيك « 10 » * گفت در گوش او كه تبت اليك صفت ذات او به علم بدان * نام پاكش هزار و يك برخوان وصف او زير علم نيكو « 11 » نيست * هرچه در گوشت « 12 » آمد آن او نيست « 13 » نقطه و خط و سطح با صفتش « 14 » * هست چون جسم و بعد و شش « 15 » جهتش مبدع آن سه از وراى مكان * خالق اين سه از درون « 16 » زمان هيچ عاقل درو نبيند « 17 » عيب * او بداند درون عالم غيب مطلع بر ضمائر و اسرار « 18 » * نو ز ناكرده بر دل تو گذار
هامش
( 1 ) - كم : انديش ( 2 ) - م : بمصدر ( 3 ) - چ : نه بهر ج و گزاف ( 4 ) - ل : ديدهء عقل برگمار يكى ( 5 ) - ل : عدل حكمتست و ، خ : حكمتست جلى ( 6 ) - خ : قهر او مكر ، ل : مكر او قهر ( 7 ) - حكم : غير تست خفى ( 8 ) - ز شوقش ( 9 ) - م : پديد آمد ( 10 ) - كم : نيك ( 11 ) - علم نيكو ، آ ، ى : زير علم نيرو ، م : زير علم و نيرو ( 12 ) - خ : در گوش ( 13 ) - م : آمد آن او نيست : پ : آمد او آن نيست ( 14 ) - بر صفتش ( 15 ) - بعد شش ( 16 ) - ف : از برون ( 17 ) - نداند ( 18 ) - ل : ضمائر اسرار
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 81 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى