تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
منت كردگار هادى بين * كآدمى را ز جمله كرد گزين از پس كفر اهل دينمان كرد * به سياهى سپيدبينمان كرد حضرتش را براى ماده و نر * بىنيازى ز پير و پيغمبر « 1 » كرده از بهر رهبرى شش مير * گربه‌اى رافتى « 2 » سگى را پير « 3 » تو مر آن را كه رخ به حق نارد * بت شمر هرچه داند و دارد رهبرت لطف او تمام بود * چرخ از آن پس ترا غلام بود روى برتافته ز حضرت حق * من نگويم كه مردمست « 4 » الحق سگ به از ناكسى « 5 » كه روى بتافت * زانكه ناجسته سگ شكار « 6 » نيافت سگ كهدانى ارچه فربه شد * نه ز تازى « 7 » به كارها به شد خود « 8 » ز رخسار صبح و پشت شفق « 9 » * در ره عشق پيش رو سوى حق « 10 » روز كبود كه پرده در باشد * شب كه باشد كه پرده‌گر باشد هركه آمد به دو و گوش « 11 » آورد * خود نيامد كه لطف اوش آورد هم از او دان كه جان سجود كند * كه ابر هم ز آفتاب جود كند هر هدايت كه دارى اى درويش * هديهء حق شمر نه كردهء خويش « 12 » آل برمك ز جود كس گشتند * باسخاوت چو هم‌نفس گشتند نام ايشان چو روح باقى ماند * ور چه گردون فناى ايشان خواند قوم « 13 » اين روزگار گرچه خوشند * چون مگس شوخ چشم و ديده كشند « 14 » به سخن چون شكر همه نوشتند * به سخا دل درند و جان جوشند
هامش
( 1 ) - م : پيغامبر ، س : حاجب بار شرع پيغامبر ( 2 ) - پ : نبى ( 3 ) - ذ : مير ( 4 ) - مرمر است ، حق مراست ( 5 ) - ك : به از آن كسى ( 6 ) - ى : ناجسته كس مراد ( 7 ) - م : نه كه تازى ( 8 ) - ل : خور ( 9 ) - تست صبح و شفق ( 10 ) - م : رهرو عشق - ل : رهبر حق ( 11 ) - ى : به دو دو گوش - كم : به دو نكوش ( 12 ) - م : نه كديهء خويش ( 13 ) - ى : اهل ( 14 ) - خ : زهره كشند - كم : ديد كشند