تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩

فى المجاهدة

چون تو از بود خويش گشتى نيست * كمر جهد « 1 » بند و در ره‌ايست چون كمر بسته ايستادى تو * تاج بر فرق دل نهادى تو تاج اقبال بر سر دل نه * پاى ادبار بر خور و « 2 » گل نه گرت بايد كه سست « 3 » گردد زه * اولا پوستين به گازر ده گرچه غافل برين عمل « 4 » خندد * ليك عاقل جز اين بنپسندد پوستين باز كن كه تا در شاه * پوستين در بسى است اندر راه به نخستين « 5 » قدم كه زد آدم * پوستينش دريد گرگ ستم نه چو قابيل تشنه شد به جفا * داد هابيل پوستين به فنا نه چو ادريس پوستين بفكند * در فردوس را نديد ببند چون خليل از ستاره و مه و خور * پوستينها دريد بىغم خور شب او همچو روز روشن شد * نار نمرود تازه‌گلشن « 6 » شد به سليمان نگر كه از سر داد * پوستين امل به گازر داد جن و انس و طيور و مور و ملخ * درين آب قلزم و سر شخ روى « 7 » او را همه رفيع « 8 » شدند * راى او را همه « 9 » مطيع شدند ز آتش دل چو سوخت « 10 » آب نهاد * خاك بر دوش باد چرخ نهاد چون كليم كريم غم پرورد * رخ به مدين نهاد با غم و درد « 11 » پوستين را ز روى مزدورى * بركشيد از نهاد رنجورى كرده ده سال چاكرى شعيب * تا گشادند بر دلش در غيب دست او همچو چشم بينا شد * پاى او تاج فرق سينا شد « 12 »
هامش
( 1 ) - م : كمرره - چ ، ل : كمر دل ( 2 ) - م : بر خود و ( 3 ) - ف : شسته . س : نيست ( 4 ) - سخن ( 5 ) - نه نخستين ( 6 ) - باغ و گلشن ، باغ گلشن ( 7 ) - خ : راى ( 8 ) - كم : شفيع ( 9 ) - خ : امر او را ( 10 ) - م : شوخت ( 11 ) - ض : از سر درد ( 12 ) - پ ، كم : تاج بر فرق آل سينا شد
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 79 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى