تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
اعتماد تو بر سگ و زنجير * بيش بينم كه بر سميع و بصير « 1 » نور ايمانت را در اين بنياد * آهنى و سگى به غارت داد

التمثيل فى قوم يؤتون الزكاة

رادمردى كريم پيش « 2 » پسر * داد چندين هزار به درهء زر پسرش چون بديد بذل پدر * تر زبان شد به عيب و عذل « 3 » پدر گفت بابا نصيبهء من « 4 » كو * گفتش اى پور در خزانهء هو قسم تو بىوصى و بىانباز * من به حق « 5 » دادم دهد به تو باز اوست چون « 6 » كارساز و مولى ما * او نه بس دين ما و دنيى ما او بجز كارساز جانها نيست * نكند با تو ظلم از آنها « 7 » نيست هريكى را عوض دهد هفتاد * چون « 8 » درى بست بر تو ده « 9 » بگشاد

فى الحكمة و سبب رزق الرازق

آن نبينى كه پيشتر ز وجود * چون تو را كرد در رحم موجود روزيت داد نه مه از خونى * كردگارى « 10 » حكيم بىچونى در شكم مادرت همىپرورد * بعد نه ماه در وجود آورد آن « 11 » در رزق بر تو چيست « 12 » ببست * دو در بهترت « 13 » بداد بدست بعد از آن الف داد با پستان * روز و شب پيش تو دو چشمه روان گفت كين هر دو را « 14 » همىآشام * كل هنيئا كه نيست بر تو حرام چون نمودت فطام بعد دو سال * شد دگرگون ترا همه احوال
هامش
( 1 ) - آ ، ى : عليم و قدير - خ : خداى بصير ( 2 ) - م : كريم نزد ، پ : حكيم پيش ( 3 ) - ل ، ى : عزل ، - كم : هزل ( 4 ) - ب ، پ : نصيب من زين ( 5 ) - ب : من به او - پ : من به دو ( 6 ) - ب ، پ : خود ( 7 ) - ل : زانها - س : ظلم بر تو زانها ( 8 ) - ب : گر ( 9 ) - ل ، ى : بر تو صد ( 10 ) - كم : كردكار ( 11 ) - ل ، آ : يك ( 12 ) - چونكه بر تو ، پ ، چ : چست بر تو ( 13 ) - ديگرت ( 14 ) - م : از اين هر دو آن