اعتماد تو بر سگ و زنجير * بيش بينم كه بر سميع و بصير « 1 »
نور ايمانت را در اين بنياد * آهنى و سگى به غارت داد
التمثيل فى قوم يؤتون الزكاة
رادمردى كريم پيش « 2 » پسر * داد چندين هزار به درهء زر
پسرش چون بديد بذل پدر * تر زبان شد به عيب و عذل « 3 » پدر
گفت بابا نصيبهء من « 4 » كو * گفتش اى پور در خزانهء هو
قسم تو بىوصى و بىانباز * من به حق « 5 » دادم دهد به تو باز
اوست چون « 6 » كارساز و مولى ما * او نه بس دين ما و دنيى ما
او بجز كارساز جانها نيست * نكند با تو ظلم از آنها « 7 » نيست
هريكى را عوض دهد هفتاد * چون « 8 » درى بست بر تو ده « 9 » بگشاد
فى الحكمة و سبب رزق الرازق
آن نبينى كه پيشتر ز وجود * چون تو را كرد در رحم موجود
روزيت داد نه مه از خونى * كردگارى « 10 » حكيم بىچونى
در شكم مادرت همىپرورد * بعد نه ماه در وجود آورد
آن « 11 » در رزق بر تو چيست « 12 » ببست * دو در بهترت « 13 » بداد بدست
بعد از آن الف داد با پستان * روز و شب پيش تو دو چشمه روان
گفت كين هر دو را « 14 » همىآشام * كل هنيئا كه نيست بر تو حرام
چون نمودت فطام بعد دو سال * شد دگرگون ترا همه احوال
هامش
( 1 ) - آ ، ى : عليم و قدير - خ : خداى بصير
( 2 ) - م : كريم نزد ، پ : حكيم پيش
( 3 ) - ل ، ى : عزل ، - كم : هزل
( 4 ) - ب ، پ : نصيب من زين
( 5 ) - ب : من به او - پ : من به دو
( 6 ) - ب ، پ : خود
( 7 ) - ل : زانها - س : ظلم بر تو زانها
( 8 ) - ب : گر
( 9 ) - ل ، ى : بر تو صد
( 10 ) - كم : كردكار
( 11 ) - ل ، آ : يك
( 12 ) - چونكه بر تو ، پ ، چ : چست بر تو
( 13 ) - ديگرت
( 14 ) - م : از اين هر دو آن