تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
ينزل الله هست در اخبار * آمد و شد تو اعتقاد « 1 » مدار رقم عرش بهر تشريف است * نسبت كعبه بهر تعريفست لا مكان گوى كاصل دين اين است * سر بجنبان كه جاى تحسين است دشمنى حسين از آن جستست * كه على لفظ لا مكان گفتست

فصل اندر تنزيه

دهر نى قالب قديمى او « 2 » * طبع نى « 3 » باعث كريمى او « 4 » نشود دهر و طبع بىقولش * همچو جان از نهاد بىطولش « اين و آن هر دو ناقص و ابتر * اين و آن هر دو ابله و بىبر » مادت « 5 » او ز كهنه و نو نيست * اوست كز هستها بجز او نيست « 6 » به نهايت نه ملك او معروف * به بدايت نه ذات او موصوف زرق و تلبيس و مخرقه نخرد « 7 » * سوى توحيد و صدق « 8 » به نگرد ديدهء عقل بين گزيند حق * ديدهء رنگ‌بين نبيند حق « باطل است آنچه ديده آرايد * حق در اوهام آب و گل نايد عقل باشد به خلط و وهم محيط * هر دوان ليك « 9 » بر بساط بسيط » خلق را ذات چون نمايد او « 10 » * در كدام « 11 » آينه درآيد او جاى و جان هر دو پيشكار تواند * كوتوال و نفس‌شمار تواند چون برون آمدى ز جان و ز جاى * پس ببينى « 12 » خداى را به خداى بار توحيد هركسى « 13 » نكشد * طعم توحيد هر خسى « 14 » نچشد هست در هر مكان خدا معبود * نيست معبود در مكان « 15 » محدود « 16 »
هامش
( 1 ) - خ : اعتبار ( 2 ) - م : زهره نى قالب قديمى او ، ب ، س : دهر نى قالب قديمى را ، . . . قديمى اوست ( 3 ) - ل : طبع بى ( 4 ) - س : كريمى را - آ ، ى : كريمى اوست ( 5 ) - حادث ( 6 ) - س ، م : جز او او نيست ( 7 ) - ل : حيله را نخرد ( 8 ) - ل : توحيد صدق ( 9 ) - نيك ( 10 ) - آ ، ى : كى نمايد او ( 11 ) - چ ، ل ، ى : به كدام ( 12 ) - بدانى ( 13 ) - هر خسى ( 14 ) - هر كسى ( 15 ) - ذ : در ميان ( 16 ) - معدود