تعبيه كردهء « 1 » ، شكرگران أبد شناسند . و ديگر قسم سيوم « 2 » از آن خبر كى گفتى و ولد صالح يدعوا « 3 » له بعد موته ، اين خود بدين خلعت مخصوص توئى ، از براى آنكه فرزندانى كه فرّ زندگانى « 4 » باشند فرزندان « 5 » تواند ، « كدام فرزند زاد از ارحام « 6 » توالد و تناسل خلفتر از فرزندان تو » « 7 » ، و كدام دلبند روى نمود از مشيمهء كون و فساد « 8 » باشرفتر « 9 » از دلبندان تو ، از روزگار عباس جنودكى « 10 » معلمى بود ، تا عهد « 11 » تو كه معلمزادهء ، كرا ديدهء چو « 12 » فرزندان خويش نيكبخت ، و بسيار رخت ، و سزاى تخت ، همه بر ذروهء فلك « 13 » اعظم ساكن ، همه از صروف روزگار ايمن ، چرا زيراك « 14 » آفتابى را كه شرف او « 15 » از شرف عرش باشد « 16 » زحمت كسوف روى او « 17 » سياه نتواند كرد ، و گوهرى « 18 » كز « كان » كن فكان زايد « 19 » ، صدمت استحالت تركيب « 20 » او را از هم فرونتواندآورد « 21 » « 22 » ، و ولد صالح اين چنين فرزندان باشند « 23 » ، « كى از جوهر بسيط تربيت پذيرفته باشند » « 24 » ، نه از اجسام مركب تركيب « پذيرفته » « 25 » ، فرزند شاعران « سخن شاعران » « 26 » بود ، و در اين « 27 »
هامش
( 1 ) - ك : در اين قمطر تو تعبيه كردهء
( 2 ) - ج ، ك : سوم . م : سهام
( 3 ) - ب ، ط ، افزوده : بالخير
( 4 ) - ج : فرزند كافى . ب ، ط : فرزندانى كه كافى . ك : كه فرزندگانى
( 5 ) - ج ، آن فرزندان
( 6 ) - ب ، ط : آن ارحام
( 7 ) - ج ، ندارد . ب : خلف ترا فرزندان
( 8 ) - ج : كون فكان - ط : روى نمودار مشيمهء كون و فساد
( 9 ) - ب ، ط : شريفتر
( 10 ) - ب ، ط : عباس جيور كه . ك : عباس جلود كرد .
( 11 ) - ج : معلم و عالم تا روزگار
( 12 ) - ج : كه ديدهء كدام فرزند را چو . ب : كه ديدهء چون . ك : ديدهء چون
( 13 ) - ك : پروردهء فلك
( 14 ) - ج : چه ازيراك . ك : چرا ايرا
( 15 ) - ج : آفتابى كه شرف او - ك : آفتابى كه
( 16 ) - ج : باز شد ب : بود
( 17 ) - ج : وى را . ب ، ك : او را
( 18 ) - ب ، ج : و گوهرى را
( 19 ) - ج : كه از كان كن فكان آمده باشد م : « كان » ندارد
( 20 ) - ب ، ت ، ط : ترتيب
( 21 ) - ج : فرود نتوانند . ك : او از هم فرود نتواند
( 22 ) - ب ، ت ، ط : گشاد . ك : آورد
( 23 ) - ج : صالح چنين فرزند باشد . ب : اين چنين فرزند باشد
( 24 ) - در - ج ، نيست . ب : باشد
( 25 ) - ب : ت ، ط : گرفته بجاى « پذيرفته » و م ، ك ، اصلا اين كلمه را ندارد .
( 26 ) - م ، ندارد و از ج ، ك ، گرفته شده است
( 27 ) - م ، ك : در اين