تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
« پيشه كرد » « 1 » ، چون اين همم به غايت برسيد ، و اين غمم به نهايت ، همى نابيوسان مفرج « 2 » همى و مفرح « غمى » « 3 » از در دولت‌خانهء « 4 » جان من درآمد « 5 » ، ازين بخشندهء بخشايندهء ، چشمهء « 6 » حيوان دلهاء مرده ، و روضهء « 7 » انس جانهاء پژمرده ، اسمش هم صفت ذاتش « 8 » احمد ، بختش « 9 » هم نام « پدرش » « 10 » مسعود . او صفى و عرضش مصفا « 11 » او « 12 » مستوفى ، و مكرمتش مستوفا « 13 » ، آن معتقد من « 14 » داعى از ره صدق ، و آن متعهد « 15 » من دوست از سر حذق « 16 » ، حرس اللّه « روحه و » « 17 » ، طاب « 18 » صبوحه ، در آن « 19 » دم چون مرا شكسته بسته « و خسته » « 20 » ديد ، صدف مرواريد « بشكافت ، از آنچه » « 21 » دانست كى دل شميدهء رميدهء « طبيده » را به مرواريد « 22 » در توان « 23 » يافت . از شاهراه گوش « 24 » دهان « 25 » جانم پرمرواريد كرد ،
هامش
( 1 ) - ذ ، ج ، ض : سياه‌كارى . م - « پيشه كرد » ندارد و از ، ج ، افزوده شده . ( 2 ) - م : « مفرج » ندارد . ( 3 ) - ذ : تا به بوستان مفرح و مفرج غمى - م : « غمى » ندارد . ك : به نهايت پاىبوسان مفرح ( 4 ) - م : از دولت‌خانه - ك ، ج : از در دولت‌خانه ( 5 ) - ذ ، ض : اندر آمد . ( 6 ) - ذ ، چشم - ض : جسم . ( 7 ) - م : چشمهء حيوان دلهاء روضهء . ( 8 ) - ذ ، ض : همچون صفت دانش . ك : همچو ذاتش ( 9 ) - ب : و بختش - ذ ، ض : و سخنش . ( 10 ) - در - م - نيست و از - ب ، ج : افزوده شده . ( 11 ) - ذ ، ض : او صفى و عزمش مقتفى - ك : او صفى و عزمش مصفى . ( 12 ) - م : واو . ( 13 ) - ض ، ك : مستوفى ( 14 ) - كلمهء « معتقد » در - م - نيست و از - ج ، ب ، افزوده شده . ض ، ذ ، او متفقد و من - ك : متفقد من ( 15 ) - ذ : آن معتقد - ض : آن معتمد و . ( 16 ) - ب ، ج ، ط : حدق - ذ ، ض : صدق ( 17 ) - « روحه و » در - م - نيست . ( 18 ) - ج : و طابت . ( 19 ) - ذ ، ض : و در آن . ( 20 ) - كلمهء « و خسته » در م ، ذ : نيست ( 21 ) - م ، ك : ندارد - ذ : مرواريد برگشاد - ض ، ب : مرواريد گشاد . ( 22 ) - ب ، م : رميده را به مرواريد - ذ ، ض : پژمرده به مرواريد - ج : رميدهء طپيده را به مرواريد ( 23 ) - ض : در نتوان ( 24 ) - ج : گوشهاى ( 25 ) - ض : و دهان .