گويد : اين مرغ خود قفس است . . . دريغا آنچه بصفات بشريت و قالب تعلق دارد چون اكل و شرب و جماع و نوم ، طايفهء خواص اين صفات را به اطلاق از خود نفى كنند و نگويند كه : خورديم و خفتيم ، بلكه بخورد و به خفت و گرسنه است و تشنه است . ارباب بصائر را اين احوال بطريق مشاهدت معلوم شده است و بدانستهاند كه جان چون راكب است و قالب چون مركوب » « 1 » .
اكنون بهتر مىفهميم كه چرا عين القضاة ابن سينا را از ابو سعيد ابو الخير كه شيخ متصوفه به حساب مىآمده برتر دانسته است درحالىكه نزد عرفا برترى وى بر ابن سينا مسلم است و داستان ملاقات بو سعيد و ابن سينا كه در كتاب اسرار التوحيد ذكر شده انعكاس راى متصوفهء قرن پنجم مىباشد : « بو على سينا با شيخ ابو سعيد در خانه شدند و در خانه فراز كردند و با يكديگر سه شبانه روز به خلوت سخن گفتند كه كس ندانست و هيچكس نيز به نزديك ايشان در نيامد مگر كسى كه اجازت دادند و جز به نماز جماعت بيرون نيامدند . بعد از سه شبانه روز خواجه بو على سينا برفت ، شاگردان او سؤال كردند كه شيخ را چگونه يافتى ؟ گفت هرچه من مىدانم او مىبيند . و مريدان از شيخ سؤال كردند كه اى شيخ ! بو على را چگونه يافتى ؟
گفت : هرچه ما مىبينيم او مىداند . و بو على سينا را در حق شيخ ما ارادتى پديد آمد و پيوسته نزديك شيخ آمدى و كرامات شيخ مىديدى » « 2 » .
همچنين از توافق نظر ابن سينا با عين القضاة در مورد معاد جسمانى و آنچه مربوط به آنست مانند نكير و منكر و صراط و ميزان و غيره . . . تعارض نظر آنها را با تعاليم دين اسلام مىتوان دريافت كه چرا قاضى همدانى ابن سينا را مطعون و سنگسار مىخواند و مىگويد : « اما من مىگويم كه شيخ بو سعيد هنوز اين كلمات را نچشيده
هامش
( 1 ) - تمهيدات ص 158 - 160 .
( 2 ) - اسرار التوحيد ص 210 .