مشغول بود . اگر ضرورتى خروج از خانقاه را ايجاب مىكرد پس از رفع آن ضرورت بلافاصله بخانقاه برمىگشت . در اين مورد قاضى همدانى چنين ياد مىكند :
« اين سخن را تحقيقى و غموضى هست و همه روز در خاطر مىبود كه در اين حديث چيزى نويسم چون نماز ديگر بر تربت فتحه « 1 » بكردم و بخانقاه باز آمدم در خاطرم آمد كه نبايد نوشت و ندانم وقت چه املاء كند » « 2 » . از وجود خانقاه عين القضاة و از برنامههاى مجالس درس و وعظ او اطلاعى نداريم ولى از نامههائى كه قاضى همدانى براى مريدان خود نوشته است مىتوان معلوماتى بدست آورد زيرا مجالس عين القضاة و طريقهء ارشاد او همانست كه در نامههايش منعكس گرديده است چون مكاتيب او براى مريدان وسيلهئى بوده كه پس از اخذ تعليم و كسب فيض از محضر مرشد بوسيلهء آن نامهها بتوانند از نفس پير خود مدد گيرند و بافكار و آراء پيشواى خويش آگاهى يابند . عين القضاة براى اين نامهها اهميت زيادى قائل بوده و پيوسته مريدان خود را بحفظ و تأمّل مطالب آنها توصيه مىكند . و چنين مىگويد : « اى دوست الشفقة على خلق اللّه بر من اين معنى نوشتن در چند مكتوب بيان كرده است . نه ده سال است تا عليكم بدين العجائز روى وا من نموده است ؟ . . . و به هيچ حال روا ندارم كه در اين باب سخن گويم و اگر بدين مبتلا گردم كه كودكان را ابجد آموزم دوستتر دارم از آنكه به كسى مبتلا گردم كه از بهر او مرا قلم بر كاغذ بايد نهادن ؛ و اين چنين معانى نوشتن اينقدر كه در اين چند مكتوب نوشتهام اگرچه سخت كودكانه است عالمها بگردى و از هيچكس يك كلمه از اين نشنوى و تجربه از اين نيز مىكن كه زيانى ندارد . . . و اين نبشتهها پيوسته مىخوان و چنان كه يكبار فرومىخوانى
هامش
( 1 ) - فتحه : شيخ و مرشد شيخ بركه بوده كه در مكاتيب چند بار بنام او بر مىخوريم ؛ ر ك :
مكتوباتMTص 96 و 315 و 369 .
( 2 ) - تمهيدات ص 250 و 251 .