مردم را به مژده و ثواب و انذار و عقاب يا تشويق و تهديد اميدوار كردهاند . اين ثواب و سعادت الهى بطور حقيقى كه پرشكوه و جلال است براى عامّه بيان نشده بلكه از لحاظ لذت و راحت مادى آنطور كه مطابق فهم و پسند آنها باشد مجسم گرديده است . اين لذات را به تعداد حواس تقسيم كردهاند : لذت ديدن و شنيدن و بوئيدن و چشيدن و خوردن و جماع كردن كه براى هر يك از آنها بتفصيل سخن گفتهاند ، مانند حور عين و ولدان مخلدون و فاكهة مما يشتهون و كأس من معين . . . و جنّات تجرى من تحتها الانهار من لبن و عسل . . . ؛ از طرف ديگر گناهكاران را بر خلاف وعدههاى لذتبخش به آتش جهنم و مار و زنجير و زمهرير ، تهديد كردهاند . چون اگر ثواب و عقاب حقيقى كه از انديشهء آنها دور است بطور محسوس مجسم نشده بود ، عامهء مردم راغب بخير و متنفر از اعمال بد نمىشدند . بنابراين حكمت و سياست شرع اقتضا مىكند كه وجود معاد و حساب و ثواب و عقاب مطابق آنچه گفته شد ضرورى باشد ؛ زيرا سعادت حقيقى و لذت روحانى نزد تودهء مردم بدون معناست و در عقول آنها از عالم روحانى مفهومى وجود ندارد . . . به نظر من اين شرح براى رد بر نظر آنان كه به معاد جسمانى يا معاد جسمانى و روحانى قائلند كافى مىباشد » « 1 » .
اگر تعاليم قرآن دربارهء معاد جسمانى فقط براى عوام است بايستى اعتراف كرد كه امثال فارابى و ابن سينا به اين تعاليم محتاج نيستند چون مىتوانند حقايقى را كه انبياء بتمثيل گفتهاند دريابند . عقيدهء ابن سينا در اين مورد چنين است :
« آنكس كه مدد الهى و نيروى ازلى و الهام آسمانى بر او نازل شده به وساطت رسول و تبليغ پيامبر نيازمند نيست » « 2 » . عين القضاة مدعى است كه بتمثيل امور آخرت احتياج ندارد چون نه تنها بدون واسطه ، اسرار عالم غيب را مىبيند بلكه آمادگى
هامش
( 1 ) - رسالهء اضحوى ص 59 تا 62 .
( 2 ) - رسالهء اضحوى ص 50 .