زبده چنين بيان مىكند : « خدا كثير و كل است و جز او هر موجودى ، واحد و جزء مىباشد . . مقصود آن نيست كه خدا به كثرت اجزاء از جهان بزرگتر است بلكه به عظمت ذات ؛ و منظور ، ردّ بر فلاسفه مىباشد آنجا كه مىگويند كه خدا جز شيئى واحد چيزى ديگر را نمىآفريند » « 1 » .
آيا عين القضاة آراء فلاسفه را در كتب فلاسفه خوانده است يا خير ؟
از مسائل مهمى كه قاضى همدانى در كتاب زبدة الحقائق مورد بحث قرار داده معلوم مىشود كه بوسيلهء تصانيف محمد غزالى باقوال فلاسفه آشنا شده است زيرا عين القضاة همان سه مسألهئى را كه غزالى بوسيلهء آنها فلاسفه را تكفير كرده است در كتاب زبده آورده و كوشش مىكند براى مشكلاتى كه غزالى از بحث عقلى در آنها خوددارى كرده راه حل عقلى پيدا كند تا بدينوسيله فلاسفه را هم بحلّ صحيح عقلى قانع سازد . ولى چند سال پس از تأليف كتاب زبده در كتاب تمهيدات او مىبينيم كه در نتيجهء مطالعهء كتب ابن سينا ، آراء فلاسفه را مخصوصا دربارهء امور آخرت مانند : حالات برزخ و بهشت و صراط الخ . . . پسند مىكند درحالىكه اين آراء با تعليم شريعت اسلام و با نظر استادش غزالى تعارض مستقيم دارد .
تحول فكرى قاضى همدانى
اينك تحوّل فكرى عين القضاة را دربارهء امور آخرت در فاصلهء سال تأليف كتاب زبدة الحقائق تا سال تأليف كتاب تمهيدات مورد بررسى قرار مىدهيم .
ببينيم قاضى همدانى از لحاظ فعاليت فكرى ده سال آخر عمرش را چگونه گذرانيده است ؟
عين القضاة در كتاب شكوى الغريب صريحا يادآور مىشود كه پس از تأليف
هامش
( 1 ) - شكوى ص 27 و 28 .