III
- عين القضاة متفكر و مرشد و عارف
1 - عين القضاة متفكر
عين القضاة در كتاب شكوى الغريب از تأليفات دوران جوانى خود دو كتاب نام مىبرد كه نشان همت بلند و قدرت او در تفكر و تأليف مىباشد و مىگويد : « به علت گرفتارىهاى دينى و توجه به كارهائى كه براى من واجب عينى بود نتوانستم آنها را به پايان برسانم » « 1 » .
مهمات دينى كه براى قاضى همدانى واجب عينى بوده كدامست ؟
ابو المعالى قاضى بوده و بايستى چند روز در هفته به شنيدن دعاوى مردم و قضاوت ميان آنها مشغول باشد همچنين دانشمندان و دوستان او به ديدارش مىآمدند و اشكالات خود را بر او عرضه مىكردند يا آنكه خودش به مسجد مىرفت و بوعظ و خطابه مشغول مىشد . ولى در تمام اين مدت بيشتر علاقهء او متوجّه امور روحى بود و اوقاتش در خانقاه به مصاحبت متصوفه صرف مىشد و در نتيجه از فيوضات و مكاشفات بهرهمند مىگرديد . خودش مىگويد : « در اين سه سال رحمت ازلى براى من انواع معارف غيبى و حالات گرانبهاى الهامى بقدرى ريزش مىكرد كه از بيان آنها عاجزم » « 2 » . ساعتها در خلوت و مناجات مىگذرانيد و الطاف و عنايات خداوندى دل او را به آتش عشق مىسوزانيد . بيان اين شور و مستى را بهتر است از زبان خود او بشنويم : « اشكها حدقههاى چشم مرا پر مىكرد . دل چون عقدهاى در گذرگاه گلو مىنشست . زيادى عشق عاشق را سخت رنجور مىكرد . حسرت او زياد مىشد و مىگفت : اين جنون بيهوده تا كى ؟ براى عاشقى كه در زندان فراقست ياد معشوق چه فايدهاى دارد ؟ ! هنگامى كه سوز عشق اين بيچاره افزوده گرديد و لحظهء بازگشت
هامش
( 1 ) - ر ك : شكوى ص 41 .
( 2 ) - زبده ص 4 .