به كار تحصيل سرگرم بودم و شب و روزم را حرص كسب دانش مشغول كرده بود ؛ دوستان ، اين تأليف را از من خواستار شدند ولى پس از اعراض از كسب علم . . .
ياران هم از من طمع بريدند . . . چون نياز آنها را دريافتم تشويش خاطرى به من دست داد و صدق نيت طالبين سبب شد كه چند صباحى از عمرم را وقف دوستان كنم و خواستههاى آنها را به انجام برسانم » « 1 » .
از سخنان عين القضاة چنين نتيجه مىگيريم كه لذت فناء در معشوق مانع انجام وظيفهء او نشده و فيلسوف ما توانسته است از عالم بصيرت و ذوق بدنياى عقل و علم باز گردد و كتاب فلسفى زبدة الحقائق را تأليف نمايد ، چون مانند استاد خود محمد غزالى دريافته بود كه آراء فلاسفه همچون دام بزرگى بر سر راه سالكان و مريدان قرار گرفته است .
آيا حقيقة عين القضاة كتاب زبدة الحقائق را براى ردّ بر فلاسفه نوشته است ؟
اين مطلب را قاضى همدانى صريحا در رسالهء شكوى الغريب چنين يادآور شده : « مقصود من از گفتن بعضى عبارات در زبدة الحقائق شرح حالات اهل تصوف مىباشد كه ظاهر شدن و فهم آن حالات به ماوراء عقل بستگى دارد و فلاسفه چون در چهارچوبهء عقل محصورند وجود آنها را انكار مىكنند » « 2 » .
از مطالبى كه در كتاب زبده بحث شده ، مانند : علم خدا بجزئيات حدوث عالم و بعث اجساد معلوم مىگردد كه عين القضاة با همان سه اسلحهاى كه غزالى به جنگ فلاسفه برخاسته و بتكفير آنها اقدام كرده بود ، مسلّح شده و بابطال آراء آنها پرداخته است . همچنين در كتاب شكوى الغريب كه مطالبى از كتاب زبده را نقل مىكند و فلاسفه را مورد سرزنش قرار مىدهد ، مقصود اصلى خود را از تأليف كتاب
هامش
( 1 ) - زبده ص 1 و 2 .
( 2 ) - شكوى ص 7 .