نمىورزد و دستورهاى عملى را براى او چنين يادآور مىشود : « در شب بايد مشتمل بود بورد و عبادت چون نماز و ذكر صلوات بر انبياء - عليهم السّلام - و بر خلوت كه يك ساعت فى آخر الاوراد قصد كند تا در درون از خير و شر خالى كند . ورد شكوى اما البكاء و اما التباكى و اما الحزن و اما التحازن ، ديگر وردى كه در عوض اهم الاوراد بود بر حضرت . . . كهيعص و حم عسق هر شب هفتاد بار بگويد . . . طلب قوىترى در راه اقبال بايد و كلى بايد و از علل و اعتراض خالى بايد ، ايزد تعالى آسايشها ارزانى دارد و آنچه ترا آرزوست بلاشرط مبذول دارد تا آنچه اوراد توست موجود آيد نه بتكلف ، بمنه وجوده » « 1 » .
مشايخ عين القضاة
از نوشتههاى قاضى همدانى نتيجه مىشود كه احمد غزالى تنها استاد و مرشد او نبوده بلكه شيخ و مرشد ديگرى داشته بنام بركه كه گرچه از لحاظ علمى و استعداد ظاهرى و مقام از غزالى پائينتر است ولى از نظر شرح صدر و پارسائى براى عين القضاة بر او مقدم است ، وظيفهء رهبرى و ارشاد او را به عهده داشته است . ولى متأسفانه هويّت اين صوفى بزرگوار در هيچ تذكرهاى ثبت نشده مگر بعض جملات كوتاهى كه جامى در نفحات الانس « 2 » از مكاتيب عين القضاة دربارهء او نقل كرده است و اينك ما تا حدود ممكن شرح حال اين صوفى را از آثار عين القضاة استخراج مىكنيم و در اختيار اهل تحقيق قرار مىدهيم :
شيخ بركه - مسلم است كه شيخ بركه تا سال 516 زنده بوده و عين القضاة براى كسب فيض بمحضر او مىرفته و معروف است كه كتاب زبدة الحقائق را بمدد
هامش
( 1 ) - مكتوباتMص 475 .
( 2 ) - ر ك : نفحات الانس ص 416 .