و سود نمىدارد و از عادت آنگاه برخاسته باشى كه خدمت كفش كنى و خدمت كفش نه آن باشد كه كفش راست بنهى كه ترا هنوز اين استحقاق نيست كه شايد دست فرا كفش مردان كنى كه هفت سال كم يا بيش بركه را قدس اللّه سره مىديدم و هرگز زهره نداشتمى كه دست فرا كفش او كنم . پندارى مردان ندانند كه نشان مردان چيست ؟ اگر صاحبدلى ترا برگيرد بدل اگر دست فرا كفش مردان كنى آن غرور شيطان بود . اول درجات آنكه صاحب دل چون ترا برگيرد آن بود كه چندين سال جانت در عشق او مىسوزد پس چون بماند او ترا برگيرد » « 1 » .
همچنين به نظر مىرسد كه شيخ بركه پس از درگذشت احمد غزالى حيات داشته است چون پس از تاريخ 520 يعنى سال درگذشت احمد غزالى ببعد عين القضات هرجا نامى از غزالى مىبرد پس از نام او كلمات رحمة اللّه و رضى اللّه عنه و قدس اللّه سره را مىنگارد و از تاريخ مكاتيب استنباط مىشود كه اكثر آنها پس از 520 نوشته شده است و در يكى از اين نامهها كه متأسفانه بدون تاريخ است ولى باحتمال زياد مىتوان كتابت آن را پس از 520 حدس زد معلوم مىشود كه بركه پس از سال 520 در قيد حيات بوده است بدليل آنكه عين القضاة سلام او را در اين نامه به دوستان ابلاغ كرده است : « ارجو كه نامه رسيده باشد سلام بركه رسانيدم و او نيز دعا مىكند و پيوسته وصيتها ياد دارد » « 2 » .
آيا بركه مردى عالم بوده ؟ در كداميك از علوم متبحر بوده است ؟
عين القضاة در مكتوبات خود از سطح فرهنگى و اطلاعات علمى و معنوى بركه چنين سخن مىگويد : « يقين مىدانم كه اهل قرآن بركه رحمه اللّه اولاترست كه بود اما من بيقين خود چه توانم كرد . مغرور بودن نمىتوانم چون
هامش
( 1 ) - مكتوباتMص 48 .
( 2 ) - مكتوباتMص 340 .