سايهء همه اين اشكال برخيزد » « 1 » . همچنين دربارهء مفهوم وجود عاشق و معشوق توضيحاتى از مرشد خواسته و پاسخ سؤالات خود را چنين دريافت داشته است :
« چون كار پيدا شود مشهود شود شاهد ، شاهدى خود اظهار كند ، پس در اظهار خود ترا اخفا كند ، پس در اخفا ، وجود مجرد بر بساط وحدانيّت پيدا شود « جئتمونا فرادى » رو بنمايد ؛ اين وجود كه تو مىبينى و مىدانى ممزوج است و اين علم مذمومست » « 2 » . در جاى ديگر راى خود را دربارهء مفهوم محال و ممكن و جائز براى استاد خود نوشته و چنين پاسخ شنيده است : « محال و ممكن و جائز در ترازوى عقل بود ، او مكيال بوّاب الدار است ، خواجهء خانه يعنى النفس القدسية چون بمكيال امانت پيمايد نه هر چيزى را وزنى بود ! محال و ممكن خود اينجا محال بود و هذا فتح باب فتأمل » « 3 » .
از مطالعهء مكتوبات امام احمد با شاگردش چنين بر مىآيد كه سؤالات قاضى همدانى از احمد غزالى منحصر به امور فكرى و فلسفى نبوده بلكه مشكلات روحى خود را هم با استاد در ميان مىگذاشته است مثلا در موردى كه طريقهء فانى شدن در جان قدسى و استغراق در عالم شهود را از مرشد خود مىپرسد و جواب چنين مىشنود :
« نقض العزائم و فسخ الهمم ، پيدا مىشود ؛ و من يهاجر فى سبيل اللّه يجد فى الارض مراغما كثيرا و سعة اين جمله تنبيه داند و نظارهء دل و وقت را مىبود تا خود چه فرمايد و چون اشارتى رود البته روا ندارد پاى در پيش او نهادن كه هم حجاب بود » « 4 » .
همچنين احمد غزالى اضافه بر مواعظ و تشويقات روحى كه براى اين شاگرد مستعدّ بيان مىكند در فرصتهاى مناسب از تعليم برنامهء سير و سلوك و ارشاد او غفلت
هامش
( 1 ) - مكتوباتMص 474 و 475 .
( 2 ) - مكتوباتMص 475 .
( 3 ) - مكتوباتMص 477 .
( 4 ) - مكتوباتMص 478 .