ديگران . اى دوست بركه رحمه اللّه مثلا جز الحمد اعنى فاتحة الكتاب و سورتى چند از قرآن ياد ندارد و آن هم به شرط برتواند خواند و قال يقول نداند كه چه بود و اگر راست پرسى حديث موزون به زبان همدانى هم نداند كرد و ليكن مىدانم كه قرآن او داند درست و من نمىدانم الا بعضى از آن ، و آن هم نه از راه تفسير ؛ و غير آن ندانستم ، از راه خدمت او بدانستم » « 1 » .
عين القضاة از كمالات و قدرت نفس شيخ بركه چنين تعريف مىكند و مىگويد :
« اى دوست اين دخترك كه ببغداد است كه از خواطر خلق خبر مىدهد آنها كه اين راه خدا سلوك بردند چنان كه شرط آن بود دخترك بغدادى را همچنان دانند و نويسند كه غزالى رحمه اللّه اين كودك را بيند كه ابو جاد آموخته بود ؛ و شيخ بركه رحمه اللّه كه تو برادر ! ازو سر و سبلت ديدهاى از آن سالكان بود كه قبل العشرين بر امثال اين مطلع شده بود كه دخترك بغدادى در آن وامانده است و بس از آن درگذشت و تا هشتاد سال سلوك كرد ؛ چه گويى آن كس كه قبل العشرين به چنين كمالات پاى وانيارد شايد كه حكماى عالم در سخن او تصرف كنند كه بعد الثمانين گويد ؟ ! حاشا حكماى عالم از اين شيخ هم چندين خبر دارند كه جولاهان و كنّاسان از حكما لا بل خود ، نه ، بس فرقست كه ميان جولاهان و حكماست . حاصل حكما خود پديدست كه چيست » « 2 » .
اكنون ببينيم عين القضاة از شيخ بركه چگونه كسب فيض مىكرده و بركه اين مريد را بچه نحو ارشاد مىنموده است ؟
البته اثرى از بركه در دست نداريم كه به چگونگى ارشاد او واقف شويم ولى اين حقيقت را مىتوانيم از بيان عين القضاة دريابيم : « من هرگز ندانستم كه
هامش
( 1 ) - مكتوباتTص 38 .
( 2 ) - مكتوباتTص 120 .