تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 55

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٥٥
مقصود عين القضاة از واقعه‌اى كه آن را با مساعدت احمد غزالى كشف كرده است كداميك از اين معانى است ؟ ممكن است عين القضاة واقعه را بمعنى رؤيا به كار برده باشد چه با آنكه تقريبا يك سال در اين واقعه تفكر مىكرده نتوانسته است حقيقت آن را دريابد مگر وقتى كه احمد غزالى بهمدان وارد شده و پردهء ابهام اين واقعه را بالا زده است ولى متأسفانه هيچ خبرى از اين رؤيا و حقيقت آن كه در زندگى قاضى همدانى اثرى قطعى داشته است در مؤلفات او ديده نمىشود . همچنين ممكن است كه مقصود قاضى همدانى از واقعه فنا باشد چون خودش از آشكار شدن حقيقت اين واقعه چنين مىگويد : « سپس به حقيقتى دست يافتم كه در برابر آن از من و خواسته‌هاى ديگرم چيزى باقى نماند مگر آنچه را خدا خواسته . من اكنون سالهاست كه كارى ندارم مگر جستجوى طريقهء فنا شدن در اين حقيقت » « 1 » ولى قبل از ديدار احمد غزالى هرجا صحبت از فنا مىكند مقصودش آن حقيقتى نيست كه او را به مكاشفه رسانيده و بعالم ملكوت و ازليت رهنمون گردانيده باشد ، زيرا خودش اعتراف مىكند كه فقط دو سه سال بعد تجربه كرده و از محسوسات جدا گرديده است چنان كه مىگويد : « جلال سلطنت ازلى بر من درخشيد و علم و عقل را متلاشى كرد و نويسنده‌اى از خود بىخبر باقى ماندم . نه ، بلكه هستى حقيقى ، وجود او را برگرفت و هستى مجازيش را در خود فروبرد » « 2 » . پس در اينجا مقصود عين القضاة از فنا ، فناى ارادى است كه عبارت از كوششى است كه مريد سالك مبذول مىدارد تا گرفتار امور دنيا نشود يا اينكه دلبستگى و شوق و لذتى است كه طالب صادق در امور روحى عموما و در امور الهى خصوصا پيدا مىكند . در اين صورت مىگوئيم مقصود عين القضاة از واقعه همانست كه « هجويرى » در كتاب كشف -
هامش
( 1 ) - زبده ص 7 . ( 2 ) - زبده ص 85 .
تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 55 | عفيف عسيران / عين القضاة ( عبد الله بن محمد الميانجي الهمذاني )