تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 51

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٥١
همدانى با احمد غزالى بزرگترين حادثهء اين مرحلهء زندگى و اساسىترين محرك او براى تمام عمرش بوده است ، ناچاريم اين واقعه را در مبحثى جداگانه بتفصيل مورد بحث قرار دهيم . هنگامى كه عين القضاة نسبت به عقايد خود يقين عقلى بدست آورد گمان برد كه مقصودش پايان پذيرفته است . ليكن اين حقيقت زود بر او جلوه‌گر شد كه عالم‌هاى ديگرى غير از عالم عقلى وجود دارند و در نتيجهء دست يافتن به آن عالم‌ها به يقين‌هاى ديگرى خواهد رسيد . اين دريافت را قاضى همدانى چنين بيان مىكند : « چشم بصيرت كم‌كم گشوده مىشد و در اين اثناء راههائى را كه نزديك بود راه طلب مرا به ماوراء علوم قطع كند جستجو مىكردم و تقريبا يك سال در اين حالت بسر بردم بدون آنكه بتوانم حقيقت واقعه‌ئى را كه به من روى نموده بود دريابم تا وقتى كه سرور و مولا و پير و پيشواى ارجمندم ، پادشاه طريقت و راهنماى حقيقت ابو الفتح احمد بن محمد غزالى - كه خداى اهل اسلام را به بقاى او بهره‌مند گرداند و در مقابل احسانى كه به من كرده او را پاداش دهاد - ملاقات كردم . سرنوشت ، او را به سوى همدان كه جايگاه و زادگاه من بود كشانيد . از عمر من كمتر از بيست روز در خدمت او سپرى نشد كه پردهء سرگشتگى واقعهء مذكور بالا رفت و حقيقت امر نمودار شد . آنگاه به حقيقتى دست يافتم كه در برابر آن از من و خواسته‌هاى ديگرم چيزى باقى نماند مگر آنچه را خدا خواسته بود . من اكنون سالهاست كه كارى ندارم مگر جستجوى طريقهء فنا شدن در اين حقيقت و خدا مرا يارى كناد و براى انجام اين هدف و مقصود يارى دهاد . اگر عمر نوح يابم و آن را در طلب اين حقيقت صرف كنم هيچ نكرده باشم زيرا ارزش عمر در برابر اين حقيقت ناچيز است . حقيقتى است كه تمام عالم را فرا گرفته ، چشم من بر هيچ چيز نيفتد