175 ص 294 س 4 تمثل خشك :
يعنى مجرد ارائت بود نه اينكه جبرئيل از صورت خود بر صورت دحيه مىآيد و نه اين بود كه جبرئيل آن صورت دحيه صورت جبرئيل است . نه بود جز ارائت محمد رسول اللّه عليه السلام و صحابه رضى اللّه عنهم بر صورت دحيه و اعرابى . ديد اين است مجرد ارادت و تمثل خشك نباشد . ص 398
176 ص 327 س 2 مرتدم :
كافر نشوى عشق خريدار تو نيست * مرتد نشوى قلندرى كار تو نيست
اكنون قاضى مسلمان مرتد مىشود و جابجا كافر هم مىگردد مبارك بادا ما مسكينان مسلمان شويم ، ما متابع مشايخ و علماى دينيم قاضى امثال قاضى چنان كه محى الدين ابن اعرابى از دايره خارج شدهاند اگرچه از ضابطه خارج نشدهاند . ص 425
177 ص 333 س 4 تا پيرپرست نشوى :
خداپرست نيايى و پيرپرست چه معنى دارد يعنى هرچه مىفرمايد ترا بر آن مىبايد رفت او جز به خدا از خدا نمىگويد چندان پيرپرست باشى خداپرست باشى و ديگر حق تعالى در مظهر پير تجلى كرده است چنان كه آفتاب در آب اگر تو متوجه پير و پيرپرست باشى عكس عكس چنان كه در ديوار محاذى مىافتد اينجا سخنى ديگر هم مىگويند بر مذهبى كه محى الدين اعرابى مقيد و مطلق مىگويد . ص 436
178 ص 336 س 11 لفى ضلالك القديم :
اى فى حبك القديم . ص 445