تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
شيطان آنجا گمنام است بعد از آن در عالم محمدى بيايى ابليس نام نهى . ص 318

161 ص 225 س 7 نصيب من ازو رد آمد :

التذاذ به محبوب به وصل نشد و بهجران شد اين هجران بجاى وصل آمد و فضل از اين شد كه وصل او انفصالى و انقطاعى دارد اما درو ابديت چو ابدى باشد و لذت ابدى يابد هجران فاصل شود و بر وصلت از اينجا درو ابليس را اعتبارى كردند و سوز او را وزنى نهاده . ص 322

162 ص 231 س 2 و وضعنا عنك وزرك :

اين ذنب دويى و رفع او رفع دويى . ص 329

163 ص 234 س 3 ما فى الجنة احد سوى الله :

چو جز خدا را شبلى وجودى نديد و جمله وجودات را اين جهانى و آن جهانى همه به فيض وجود موجود يافت به ضرورت اين سخن گفت ما فى الجنة أحد سوى اللّه تعالى و كذلك الدنيا گفته‌اند ان للّه تعالى جنة ليس فيها حور و لا قصور عبارت هم از اين بهشت است . ص 332

164 ص 238 س 10 العشق عذاب الله الاكبر :

عذاب اكبر عشق خدا ميدان زيرا كه آتش بر تن است و آتش اكبر عشق بر دل چون عذاب در دل باشد بالاترين همه عذاب‌ها باشد و هر كه بعذابى گرفتار است يحتمل كه سلوتى شود و آنكه به عذاب عشق گرفتار شود قابل نجات نيست هيچ وقتى معشوق بمراد خود نيايد و هيچ گهى خود را به انتهاى مراد رسيده نه‌بيند و هيچ وقتى از وصال او سير نگردد و اگر خود
تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 406 | عفيف عسيران / عين القضاة ( عبد الله بن محمد الميانجي الهمذاني )