تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
و رخت جز خدايى نماند . ص 311 - 312

157 ص 217 س 1 لو أراد الله أن يغفر للعباد لما خلق ابليس :

مراد از مغفرت عباد اينجا اطلاع بر اسرار و ظفر به قربت بارى باشد ابليس را پيدا آورد تا ترويج هوا بر دل ايشان كرد ايشان به هوا از خدا محروم مانند و سخن حقيقت اين است : اللّه تعالى هوايى مركوز انسان كرده مرادات حواس را پيدا كرد و ابتلاى حواس بدان ملذذ ذات خود شد ايشان چنان مشغول شدند به لذت حواس كه از خدا محروم ماندند كه در مىآيد هم از اين دريچه در مىآيد شكم را گرسنگى داده و لذت او سيرى از طعام داد تشنگى داد و لذت او به خوردن آب داد اگر او خواستى كه همه مكشوف و متجلى گردند حواس و گرفتارى حواس بلذائذ نكردى و لذائذ را پيدا و شاهد نه‌گردانيدى و ايشان را بر آن قادر نكردى تا ابليس بر آن راه بر ايشان يابد . ص 313 - 314

158 ص 219 س 6 هرگز نفس را نكشته‌اى به مخالفت :

كشتن او عبارت از برون آوردن او از هواى اوست و عظيم‌ترين هواها خودى خود و انيت است چون اين دست دهد آنجا رسد . ص 316

159 ص 220 س 12 خداى را دانسته‌اند و ليكن نشناخته‌اند :

دانسته به قدر طاقت و فهم خويش نشناخته به كمال او چنان كه اوست . ص 317

160 ص 221 س 4 او را بچه نام خوانند :

در عالم الهى به هيچى و نابودى مىخوانند