134 ص 154 س 7 اللهم هذه نفسى :
معنى اين حديث : اى بار خداى اين نفس مرا تو تمام كردهاى يعنى او را از حس او بردهاى مرگ او حيات او بنا بر آن است و به ارادت و خواست تست اگر اين نفس را هم در توفى بدارى يعنى باز نگردانى بميرانى پس گناهان او را بپوش او را بيامرز و إن ارسلتها يعنى اگر خواب بيدار كنى او را نگاهدارى بصفتى كه تو بندگانى كه پيغمبرانند عصمت كردهاى . ص 251
135 ص 155 س 11 در دايرهء باء بسم الله :
قاضى سين را از ميان ، چرا گذاشت ؟
مگر از بىميم بدايتى و منتهايى مىخواهد بيان كند اين محقق است كه مرتضى مىفرمايد كرم اللّه وجه : العلم نقطة كثّرها الجهل پس نقطه باشد همه علوم درو مندرج است اگر اين نقطه مفهوم كسى گردد علم اولين و آخرين مكشوف او باشد . ص 253
136 ص 155 س 12 علم بالقلم :
فرشتهايست از فرشتگان مقرب و تمثلى است از تمثلات ارادت بارى و آن فرشته صلوات اللّه عليه معلم ايشان اوست به ارادت بارى تعالى . . .
اگر آن فرشته معلم تو شود تو نقطهء باى بسم اللّه را بدانى كه چه معنى دارد . ص 253
137 ص 162 س 12 كنت نبيا . . . و الطين :
يعنى در عالم ازلى او من نبى بودهام و آدم در ارادت او آبى و گلى پديد آمد او در آن ازل نبى بود و اين در ازل بين الماء و الطين چنين حديث در صحيح بخاريست مولانا فخر الدين در بحر الانسان آورده است نقل از صحيح بخارى كرده است خلقت انا و على من نور واحد قبل ان يخلق اللّه