تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
كه اعتبار ذات و صفات او ، عرش چه وزن كند . ص 211

117 ص 124 س 8 اگر عشق حيلهء تمثل نداشتى :

اينجا عشق‌بازى و ليكن نظارهء جمال مطلق است و عشق ، تعيين طريقه طلبد ، اگر به تمثلى ليلى ظهور نبودى مجنون عاشق نشدى . ص 214

118 ص 126 س 10 نور سياه :

ماه در اصل سياه است ، اما فيض از ضياى آفتاب گيرد . ازو هم نورى نمايد . همه بىاين قوت اضلال ابليس است . اگر اين نصيبه نشدى ، او هيچ كس را اضلال كردن نتوانستى . هيچ چيزى در جهان لذتى و حسنى ندارد ، و جمالى و كمالى ندارد مگر فيض او . اين تعين ، درجات اصطحاب اين فيض مىكند . . . اينجا در خاطر تو شبهتى بگذرد كه او شرّ چگونه پرورد ؟ . . . ترا و مرا برين سرّ اطلاعى نيست و آن را كه هست زبانش از اين گفتار كند است :
اى دل چو شراب معرفت كردى نوش * لب بر لب نه سرّ الهى مفروش هر لحظه چو چشمه كوهى مخروش * دريا باشى اگر نشينى خاموش
ص 215

119 ص 128 س 1 يحبهم و يحبونه ؛

محبت خاصه است بعد فنا مرد عاشق در عشق است . تا تو از خود نرفته‌اى و از جملهء حظوظ خويش نيست و نابود نگشته‌اى . بتحقيق دانى جمال هنوز نديده‌اى . اين گمان نبرى كه محبت از عشق بالاتر است همين محبت است كه در ابتداى محبت نام باقى است ؛ سپس آن عشق شد ، سپس فنا پذيرفت و محبتى ديگر روى نمود كه يحبهم و يحبونه اشارت بدان است . ص 217