سر افتاد رعايت سنت را فوطه در ته كن ، خرقه در بر پوش ، كوچه و بازار شهر مىگرد تا اذلّ و احقر نمايى ؛ و اگر نفس تو بر ادبار او كوچه گردى ، و ياوه ماندن الفت گرفته است ، طالب نشوى ، تعزز كن ، نفس چنان كه در جاه ذوقى دارد در خست هم لذت دارد ؛ و اگر مرا استوار نمىدارى ، برو از مدبّران پرس . ص 48 - 49
38 ص 21 س 9 او از مذهبها دور است :
سبحانه و تعالى خالق مذاهب و جميع مذاهب مخلوق او . . . فعلى هذا او از مذهب دور باشد و آن كه از آن او گردد با او يكى بود و نيز از جمله مذاهب بيرون باشد . ص 51
39 ص 23 س 11 راه دل :
مگو كه بهتر از ره دل نيست بگو جز ره دل ديگر نيست . ص 52
40 ص 24 س 2 منكسرة لاجلى :
براى من يعنى از كردهء ديدار من از كردهء وصال من اما بهر من يعنى بحضورى به دوستى خاصى و شهودى و آنچه ميان محب و محبوب رود از محبوب معاملتى با محب رود و شكسته مىگردد شأن اين را كرشمه و نازبازى گويند . ص 53
41 ص 24 س 7 طواف كرد :
يعنى تزكيه و تصفيهء دل . . . كه هيچ در پيش آن دل نماند چه باشد يعنى به عكس همه موجودات گردد موجد موجودات است او تعالى با همه اشيا است بدان تعلق كه آن اشيا با او دارند و بدان صفتى كه تجلى او به آن