تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
معشوقهء من ز نسل آدم نيست * حور است و پريست يا خود آن هم نيست روح القدس است روح روح است * نورى متمثل است مجسم نيست در وصف چگونگى و چونى * جز نقطهء سرّ ، اسم اعظم نيست
ص 24

13 ص 12 س 9 تبدل الارض :

بصفتى مذموم بود آن صفت مذموم ممدوح گشت . . . به تصفيه و تعديل ممدوح شد . ص 25

14 ص 12 س 10 رأى قلبى ربى :

ديدن دل چه باشد يا عبارت از اعتقاد كنند يا آنكه حواس همه بيكار باشند چنان كه خفته را و آن كه خفته نبود مشاهده شود نمودارى بود . . . و آنكه خدايى را در خواب ديد خدايى را در خويش ديدن همين است كه مرد مذهول و مذهوب را در آن ذهول به خود شهودى هست و رؤيتى هست نه آن‌چنان چيزى است كه قابل باشد كه وهم چيزى ديگر رود محقق و مثبت كه عين القضاة عبارت از آن كند مجال تهمتى و مساغ شبهتى نيست چشم از قبيل حواس است و در حس غلط است و از آن حالتى كه ما عنايت كرديم آنجا غلط و خطا روا نيست . ص 25

15 ص 12 س 10 فاوحى الى عبده :

بعد قرب حقيقى و اتحاد رسمى حكايتى دراز در ميان رود و ديگرى بر آن مطلع نباشد . . . الى عبده گفت حبيب نگفت اشارت بدان كرد كه بعد همه فنا ، به همه ثبوت بقاى عبوديت در ميان است حرف اتحاد