خود را با ما تسويه داد و ما با محمد يكى باشيم ؛ تحقق وحدت به حق اين است چنان كه مطلوب قوم است . ص 4 - 5
3 ص 2 س 12 او را بشر خوانند :
صوفيان محقق و محققان به حقيقت هرجا كه در قرآن و در احاديث و در كلام ايشان كسى را كافر نامند نه بدين معنى كه او شرعا كافر است : انكار نبى كرد ، يا خدايى را رد گفت . بايد آنچه علما مردمان را كافر خوانند بدين معنى گويند كه بر ايشان سرّ حقيقت است بر ايشان حقيقت كشف نيست . ص 5
4 ص 3 س 3 آن در كتاب نيست :
اين كلام نفسى در اوراق و سطور كتاب نيست و هم در اين صورت است اين همه در اين است چند معنى دارد و يكى آن كه اگر اين كلام نفس را بجويى و معنى بخواهى كه دانى هم در اين حروف و هم در اين سطور و هم در اين كاغذ بيابى . و ديگر اين كلام اللّه بدان شرطى كه بايد خواند بخوانى همين كلام را از او - تعالى - به غير واسطهء كسى بشنوى . . . و ديگر كلام او حرف و صوت نيست و غير حرف و صوت نه . ص 6
5 ص 5 س 3 شرح الله صدره :
شرح صدر به چندمعنى اعتبار يافته است : يكى كسى را در خواب هم باشد و خواب ايشان بيدارى ايشان است ميان خواب و بيدارى تفاوت نيست و ديگر ميان خواب و بيدارى هم مىباشد اين را صوفيان واقعه نامند . ديگر مرد نشسته با همه هوش خويش بيند كسانى آيند شقّ صدر او كنند چنان كه مردى است همان صورت بيند بتمامه با وى مرتب شود باز به خود بيند هيچ از آن مردم با وى نه . . . ديگر