تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
جانا دلم از زلف خود آويخته‌اى * وين جان بغم عشق بر آميخته‌اى تا در تنم اين شور برانگيخته‌اى * خون جگرم ز ديدگان ريخته‌اى
( 457 ) اى دوست از سؤالهاى باقى بيش از اين چه مانده است كه مصطفى - عليه السّلام - گفت : « إنّ للّه تسعة و تسعين اسما من أحصاها دخل الجنّة » . امّا من بروايتى مأثور خوانده‌ام كه روزى بر سر منبر گفت : « يا أبا بكر » ؛ گفت : « لبيك يا رسول اللّه . فقال : إنّ للّه تسعة و تسعين خلقا من تخلّق بها دخل الجنّة . فقال ابو بكر : يا رسول اللّه ، هل فىّ شىء منها ؟ قال : كلّها فيك » گفت : اى ابا بكر خداى - تعالى - را نود و نه خلقست هر كه به يكى از آن تخلّق يافت ، در بهشت شد . ابو بكر گفت : يا رسول اللّه از اين خلقهاى الهى ، هيچ در من هست ؟ گفت : اى ابا بكر جملهء خلقها در تو موجود است . ( 458 ) دريغا ديگرباره سخن از سر مىبايد گرفتن ، و راه ديگر مىبايد آموختن ، و نيز ضرورتست در اين راه آلاتى و اسبابى كه سالك را بايد تا او را به مقصود رساند ؛ محصّل بايد كردن و آن نيست مگر در اين حديث مجمل كه مصطفى - عليه السّلام - گفته است ؛ علما از اين حديث ، حروفى ديده‌اند ؛ امّا ندانم كه تو
هامش
( 1 ) خود . . . برMبر . . . برASدر . . . برBRتو . . . برHIPU- - ( 1 - 2 ) آويخته‌اىA . . . Uآويخته استI- - ( 2 ) تنمAMPRSUدلمBH- - شور برPUسوزبرASشوركرBHMR- - ( 3 ) سؤالهاى . . . استIسؤالها باقى . . . ازين مانده ديگر چيستAMPRSUسؤالها باقى . . . نماندهBسؤالها باقى . . . ماندهH- - ( 5 ) منبرA . . . Uمنبر با ابا بكرB- - ( 9 ) شدA . . . UرفتR- - ( 11 ) بارهAPSUبارBHMR- - ( 11 - 12 ) سخن . . . آموختنBPRUسخن را با سر . . . آموختنASسخن . . . گرفت . . . آموختHسخن را با سر . . . و راهى ديگرباره مى . . . آموختنM- - ( 12 ) نيزBHPRUپيرAMS- - تاABHMSUوPR- - ( 13 ) بايد كردنA . . . Uمعرفت باشدH- -
تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 345 | عفيف عسيران / عين القضاة ( عبد الله بن محمد الميانجي الهمذاني )