اى شمع بهر جمع ، منت پروانه * و ز عشق توم به خود همه پروا ، نه
لعل تو مرا بوسگكى پذرفتست * با زلف بگو تا بدهد پروانه
نهايات كمال سالكان اين مقام باشد امّا اين با كسى باشد كه از اينجا در سلوك و ترقّى باشد ، و از اينجا بدانجا شود يعنى از خود به دو شود . امّا كسى كه از آنجا بدينجا آيد ، ازو به خود آيد .
( 455 ) هيچ نمىيارم گفت ، و از حالت او هيچ نشان نمىيارم نمود . امّا اى دوست ! من چند جايگاه ترا معذور داشتم ، تو نيز بدين جايگاه مرا معذور دار . دريغا از مصطفى - عليه السّلام - مگر نشنيدهاى كه گفت : « من أقال نادما بيعته أقال اللّه يوم القيامة عثرته » ؟ اين حديث از من نيز عذر مىخواهد . اين بيتها نيز بشنو :
دل بستهء آن دو زلف چون شست شدست * جان در سر چشم كافرش مست شدست
اى جان جهان نه كفر و دينست مرا * درياب مرا كه كارم از دست شدست
( 456 ) آن سؤال كه كرده بودى كه مصطفى - عليه السّلام - از بهر چه مىفرمايد كه « النظر إلى المراة الحسناء يزيد فى البصر » ؛ اين سؤال بجاى خود
هامش
( 1 ) وزA . . . UدرB- - به خود همهAMRSبه خويشتنBHPU- -
( 2 ) پذرفتستA . . . UفرمودستP- -
( 3 ) از اينجا درA . . . Uازينجاش درH- -
( 4 ) به دوA . . . UبدرB- -
( 6 ) نشانAMRS - BHPU- -
( 8 ) مگرA . . . U - B- -
( 9 ) عثرتهA . . . UعثراتهM- - بيتها نيزABPSUبيتهاHMR- -
( 10 ) شستBHRشصتAMPSU- -
( 11 ) جان . . . كافرشAMSUچون در مو زلف چشم كافرشBHPR- -
( 12 ) جهانIو جهانA . . . U- -
( 14 ) كردهA . . . UفرمودهB- -
( 15 ) فرمايدA . . . UگويدM- -