اين مقام ابتدا و انتهاى او روى بوى نمايد . « الظاهر الباطن » او را هم ظاهر و هم باطن بكمال رساند . « السميع البصير » او را شنوا و بيناى حقيقت گرداند . اين هر يكى را مقاميست و متّحد نيست . « الجبّار المتكبّر » او را پست و نيست كند . « المؤمن المهيمن » او را هست كند . « القدّوس السّلام » او را پيرى و تربيت كند . « الصّمد » او را يكتا كند ، و آنگاه او را قبول كند . « هو » او را بر تخت اللّه و الهيّت بنشاند .
دايرهء « هو » او را با پناه عزّت گيرد .
( 461 ) سخن آن بزرگ اينجا وى را روى نمايد كه مريد ، او را سؤال كرد كه شيخ تو كيست ؟ گفت : اللّه ؛ گفت : تو كيستى ؟ گفت : اللّه ؛ گفت : از كجايى ؛ گفت : اللّه . آن ديگر نيز مگر از اينجا گفت چون از وى پرسيدند كه از كجا مىآيى ؟ گفت : « هو » ؛ گفتند : كجا مىروى ؟ گفت : « هو » ؛ گفتند : چه مىخواهى ؟
گفت : « هو » . تو از اين عالم چه خبر دارى ؟ ! از اين مقام تا بدانجا كه نور مصطفى - عليه السّلام - است چندانست كه از سواد تا بياض و يا از حركت تا سكون . جملهء روندگان بشخصى رسيدهاند كه قيام دو عالم ملك و ملكوت بدوست . بعضى نور احمدى دانستهاند ، و بعضى جمال صمدى .
( 462 ) همگنان عين القضاة نباشند كه در عزّت دايرهء « هو » مستغرق باشد كه
هامش
( 1 ) انتهاى . . . نمايدAHMPSUانتها روى بوى نمايندBR- - ظاهرA . . . U - H- -
( 3 ) متحد نيستA . . . UمتحدM- - پست . . . كندAMPRSUهست و نيست . . . كنندBپست . . . گرداندH- -
( 6 ) باAMPRSUدرBبهH- -
( 7 ) مريد او راABHMRSاز مريدPمريدU- -
( 9 ) چون از وىA . . . Uاز وىPچون او راI- -
( 11 ) بدانجاA . . . Uبدان مقامR- -
( 15 ) همگنانHMPRUهمگانASبندگان چونB- - مستغرقABHPSUغرقMR- - باشدAMPRSUباشندBH- -