تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
بوده‌اى يك لحظه بى خود نشده‌اى . يك ماه در خرابات شو تا ببينى كه خرابات و خراباتيان با تو چه كنند . خراباتى شو اى مست مجازى ! بيا تا ساعتى موافقت كنيم .
رو تا بخرابات خروشى بزنيم * در ميكده در شويم و نوشى بزنيم دستار و كتاب را فرستيم گرو * بر مدرسه بگذريم و دوشى بزنيم
نوش باد آن بزرگ را كه چه گفت :
« فقدت وجودى فى الخرابات مرّة * فروحى خرابات لذا و كليسا »
تا پير خرابات فرمان ندهد ، كس را زهرهء آن نباشد كه عروس خرابات خانهء
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي »
را تواند ديدن . شمع و شاهد را در خرابات خانهء كفر نهاده‌اند ؛ تا اين كفر واپس نگذارى ، مؤمن ايمان احمدى نشوى :
اندر ره عشق سرسرى نتوان رفت * بىدرد و بلا و بىسرى نتوان رفت خواهى كه پس از كفر بيابى ايمان * تا جان ندهى به كافرى نتوان رفت
( 453 ) آن نديده‌اى كه بلبل ، عاشق گلست ؛ چون نزد گل رسد ، طاقت ندارد
هامش
( 1 ) يكA . . . Uبارى يكH- - ( 2 ) كنندA . . . UمىگويندB- - خراباتى شوA . . . U - H- - مستABHMSUمردPR- - ( 3 ) شويمAHMPSUرويمBR- - ( 4 ) گروA . . . UبگروH- - ( 3 - 5 ) رو . . . بزنيمA . . . U - R- - ( 7 ) خرابات . . . كليساASفداك در خرابات و كليسا راBHRفداك خرابات و كليساMفداك خرابات و كليسا راPU- - ( 8 ) خانهءBHPU - AMRS- - ( 9 ) سورهء 17 ( الاسراء ) آيهء 85 ك - - ( 10 ) واپسBHMRبا پسAPSU- - ( 12 ) بلا و بىA . . . Uبلاى اينH- - ( 13 ) ايمانA . . . UاسلامH- - ( 15 ) نزدAHMPSUنزديكBR- -