( 450 ) كلمات عربى را كه شنيدى شرح جهانى با خود دارد ؛ بشنو گفت :
موجودات بر سه قسماند : قسمى واجب الوجود آمد ، و واجب الوجود آن باشد كه « لا يزيد و لا ينقص » نه زيادت شود و نه نقصان پذيرد ، و آن ذات خداست - تعالى - و قسم دوم : نعت مزيد دارد ، و از نقصان دور باشد ، و بر مزيد باشد ، و در زير نقصان نيايد ؛ و اين صفت نورها و روحهاست و عالم آخرت . قسم سوم : آنست كه هم نقصان پذيرد ، و هم زيادت شايد كه باشد و اين عالم جسمانى و قالب دنيويست .
( 451 ) پس چون شيفتهاى گويد كه قطرهاى در دريا ، خود را دريا خواند چنانست كه آن جوانمرد گفت : « أنا الحقّ » او را نيز معذور بايد داشت . كافر حقيقى باشد اگر نه از مقام خود كه مىگويد : بلسنو گفت . اگر در آن مقام كه
« فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى »
رفت ، و من حاضر نبودم چه من چه بو لهب و بو جهل ! يعنى كافرم اگر آنجا حاضر نبودم .
« دَنا فَتَدَلَّى »
اين باشد ، در عبارت مجمل گفته شد .
( 452 ) چند شنوى ، از عادتپرستى بدر شو . اگر هفتاد سال در مدرسه
هامش
( 1 - 2 ) بشنو گفت . . . اندMگفت . . . اندHRگفت . . . استASحاضر باش گفت . . . آمدندBگفت . . . آمدPU- -
( 3 ) شودA . . . UباشدM- - آنAHMPSUاينBR- -
( 4 ) نعت . . . ازASنقيصپذير بود اما ازBنعتپذير دارد و ازHنقصپذير باشدMRنقص نعتپذير باشد اما ازPU- - و بر مزيد باشدIزيادت نشوندAMPSU - BHزيادت شوندR- -
( 5 ) نيايدBHنيايندAMPSUنباشدR- - و روحها . . . آخرتA . . . Uو عالم آخرتستH- -
( 6 ) شايدA . . . Uبود شايدM- - باشد و اينAMPSUشود و اينBباشد و آنHبود و اينR- -
( 7 ) پس چونA . . . UاگرH- -
( 8 ) چنانست كهA . . . Uچنان بود كهH- - او را نيزBHRاو راAMPSU- -
( 9 ) بلسنوA . . . Uيا شنودH- -
( 10 ) سورهء 53 ( النجم ) آيهء 10 ك - -
( 11 ) آنجا حاضرBMRآنجاAHPSU- - سورهء 53 ( النجم ) آيهء 8 ك - -
( 13 ) شنوىA . . . Uازين شنوىH- -